تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اسم ومسمى است ، هر كس اين حروف را به توهم اينكه ذات معبود ، عين اين حروف است معبود خود قرار دهد ، چيز ثابت واصيلى را عبادت نكرده است ، زيرا كه اين أسماء استقرار وبقاء وجودي ندارند مگر به تبعيت نقوشى كه در ألواح با نفوس منتقش مىگردد . وچنانچه معبود را مجموع اسم ومسمى قرار دهد مشرك خواهد بود وبا خدا غير أو را در عبادت شريك قرار داده است . واگر فقط مسمى وذات خالص را پرستش نمايد موحد حقيقي . ومحتمل است كه مراد از مالوه ( من له الاله ) باشد چنان كه از بعضي روايات همين معنى استفاده مىشود مانند فرمايش معصوم كه مىفرمايد : " كان الها اذلا مألوه وعالما إذ لا معلوم " . بنابراين ، اين جمله دليل مغايرت بين اسم ومسمى است ، ووجه استدلال اينست كه اسم " إله " اقتضاى نسبت بمألوه وغير را دارد وبدون غير اين مفهوم محقق نشود در صورتي كه مسمى احتياج به غير ندارد پس اسم غير مسمى است . سپس به دو وجه ديگر استدلال بر مغايرت فرموده : " الف " - خداوند أسماء متعدد دارد اگر اسم خدا عين مسمى باشد تعدد آلهة لازم آيد ، چه بديهي است كه اين أسماء با يكديگر مغايرت دارند با اينكه ذات " الله " يكى است . " ب " - نان نام چيزى است كه مأكول است ومعلوم است كه لفظ نان مأكول نيست وهمچنين بقيه أسماء . در پايان اين بيان فرموده كه بعضي گفته‌اند منظور از أول خبر تا آخر خبر بيان مغايرت بين مفهومات عرضيه‌يى است كه موضوعات اين أسماء مىباشند وذات پروردگار مصداق اين مفهومات است . ومعناى جمله ( واله مألوهى لازم دارد ) اينست كه معناى مصدري اقتضا مىكند كه در خارج موجودى كه ذات أو معبود حقيقي است باشد ، زيرا كه مفهوم اسم غير مسمى است ومفهوم معبود غير مصداق معبود است ومصداقش عبارت از مسمى وذات خدا است كه هستى محض ووجود صرف