تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
تر از عقايد ساير فرق باطله است ، نظر در كتب قدما وسابقين خود نموده مطالب آنان را با ألفاظ فريبنده آرايش كرده تحويل اجتماع ميدهند وآن مطالب كاملا در جهت مخالفت با خدا ورسول قرار گرفته است . سپس فرمود اما " مانويه " ( 1 ) كه قايل شده اند به اينكه بدنها از ظلمت و
هامش
( 1 ) - " مانى بن فاتك ثنوى " در أيام " شاپور بن اردشير " پادشاه فارس ظهور كرده بعضي گفته‌اند كه پدرش همداني بوده وبه بابل آمده در مداين در محلى كه طيسفون ناميده مىشد منزل كرد ، در آن محل بتخانه‌اى بود كه " فاتك " در آن بت خانه حاضر مىشد ، در بت خانه ندايى شنيد كه كسى مىگويد اى " فاتك " از خوردن گوشت وآشاميدن شراب وآميزش با زنان خوددارى كن ، اين ندا چندين مرتبه به گوش " فاتك " رسيد واين دستور را مذهب قرار داد ، زنش بمانى حامله بود ، پس از وضع حمل گفتند خوابهاى خوبى مىديد ودر بيدارى به نظرش مىرسيد كه گويا كسى أو را گرفت وبالا برد ، سپس برگرداند ، " مانى " بر دين پدرش نشو ونما كرد ودر كودكى به حكمت گويا بود ، پس از آنكه به سن دوازده سالگى رسيد ، به توهم خودش از طرف ملك جهان نور كه خداوند است به أو وحى مىشد وبه أو مىگفت از اين ملت دورى گزين ، تو از اينها جدائى ، وبر تو باد به پاكيزگى وترك شهوت ، وهنوز وقت آشكار شدنت نيست ، هنگاميكه به سن 24 سالگى رسيد ، ملك أو را ندا كرد اينك هنگام آن فرا رسيده كه نبوت خود را آشكار سازى ، سپس در زمان " شاپور " ادعاى نبوت كرد ودو نفر به أو گرويدند وپدرش ناظر ومراقب وى بود . مانى مىگفت : " فارقليط " كه " عيسى " مژده قدومش را داده منم ، واحكام مذهب خود را از قوانين مجوس وترسا استخراج كرد ، وكتب خود را به قلمي كه متولد از سريانى وفارسي بود نوشت ، و " به شاپور " وارد شد در حالي كه بر شانه‌هاى أو نوري مانند دو چراغ مىدرخشيد ، چون " شاپور " أو را بدين حال مشاهده كرد به نظرش بزرگ جلوه نمود ودر دل قصد كرد كه أو را غفلة نابود سازد ، وقتي كه از نزديك با وى ملاقاة كرد هيبتي از وى در دلش افتاد وبه أو علاقمند گرديد ودعوتش را أجابت كرد . " مانى " مىگفت : مبدء عالم دو وجود است كه عبارت از نور وظلمت باشد وهر يك از ديگرى جدا هستند ، ونمازهايى بر پيروان خود مقرر داشت به اين ترتيب كه بايستى در آب جارى يا غير جارى شنا كنند ورو به آفتاب بايستند ، سپس سجده كنند ودر سجود خود بگويند راهنماى ما فارقليط فرستاده نور مبارك است وفرشتگان حفظه مباركند ، جنود نور بخش أو منزهند يا تسبيح كننده اند . وتسبيحات مختلفه مىگفتند تا دوازده سجده ونماز هم داشته‌اند با تسبيحات مختلفه ودر برج دلو يك ماه روزه بر آنها واجب وافطارشان هنگام غروب بوده . روز يكشنبه نزد عموم مانويه محترم وروز دوشنبه نزد گروهى از آنان محترم بوده . " مانى " داراى كتب ورساله‌هايى بوده و " كسرى " أو را بدار آويخت وبه قتل رسانيد وجدال در دين را بر أهل مملكت حرام كرد . وپيروان مانى را مىگرفت وبه قتل مىرسانيد ، لذا پيروانش فرار كرده از نهر بلخ گذشتند ووارد مملكت خان ترك گرديدند ( ملل ونحل شهرستانى ) .