تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
گواه بر اينكه اين قسمت خود ، برهاني جداگانه است ، روايتي است كه " علامه مجلسي " در " جلد دوم بحار الأنوار " در باب توحيد از " هشام بن الحكم " نقل كرده وما خلاصه آن را در قسمت آراء وعقايد هشام بيان كرديم . " برهان سوم " - اگر فرض كنيم خداوند دو تا است ناگزير بين آن دو فاصل وفرجه‌اى ، به عبارت ساده جدائى وامتيازى خواهد بود ، واين جدائى وامتياز محقق نشود مگر به موجود ثالثى ، وآن موجود ثالث بايد قديم وداخل در حقيقت هر يك از آن دو باشد ، پس از فرض دو خدا سه خدا لازم آيد . وبراي محقق شدن سه خدا به دو امتياز احتياج داريم . پس از فرض سه خدا پنج خدا لازم آيد . وهمچنين إلى غير النهاية خدايان رو بتزايد گزارند . وقايل به تعدد خود ملتزم به اين لوازم نخواهد شد . ناگفته نماند كه احتمالات ديگرى هم در بيان روايت مزبور داده شده وما از بيم كلال وخستگى خاطر خوانندگان از ذكر آنها خوددارى مى نمائيم . 2 - " علامه مجلسي " روايتي از " هشام بن الحكم " راجع به پاسخ شبهه " أبو شاكر ديصانى " آورده كه ما خلاصه آن را به فارسي براي خوانندگان گرامى نقل مىكنيم : " أبو شاكر ديصانى " : در قرآن آيتي است كه عقيدة ما را تقويت مىكند . " هشام " : كدام است آن آية ؟ " أبو شاكر " : وهو الذي في السماء إله وفي الأرض إله وهو الحكيم العليم ( زخرف - آية 84 ) . واوست كه در آسمان خداست ودر زمين خداست وهم أو حكيم وداناست . " هشام " : - ندانستم در پاسخش چه بگويم ، سپس براي اداى مناسك حج به حجاز رفته به محضر " امام صادق " ( ع ) شرفياب شدم ومسأله را از حضرتش پرسيدم . " امام " : اين سخن سخن زنديق ناپاكى است . هنگاميكه مراجعت كردى بوى بگوى نامت در كوفه چيست ؟ أو خواهد گفت فلان . بگو نامت در بصره چيست أو خواهد گفت فلان . پس از آنكه در هر دو شهر يك نام براي خود ذكر كرد ، بگو خداى ما هم چنين است . در آسمان وزمين ودرياها وهر مكاني إله ومعبود وپناهگاه است . " هشام " بكوفه مراجعت كرده أبو شاكر را ملاقاة نمودم وپاسخ امام را بوى گفتم .