را به ظلمت نسبت داد ، بنابر اين بايد گفت همانطوريكه ظلمت مىتواند به مقتضاى
طبع خود كار بد انجام دهد ، قادر به انجام كار خوب نيز مىباشد .
اگر بگويند اينطور نيست ومحال است كه از ظلمت خير وخوبى صادر شود
با توجه به مقدمات بالا بايد اعتراف به بطلان ادعاى خود نسبت به نور وظلمت نمايند
وملتزم شوند كه نه نور خالق است نه ظلمت ، تمام موجودات جهان مستند به خداى
يگانه است .
اما كساني كه قائل شده اند به اينكه بين نور وظلمت يك واسطهيى است كه
أو حاكم بر هر دو مىباشد ، بايد قبول كنند كه حاكم بر هر دو بزرگتر از نور
وظلمت وشايسته مقام الوهيت مىباشد ، زيرا كه همين نيازمندى نور وظلمت به حاكم
دليل مغلوب ونادان يا مظلوم بودن نور وظلمت است ، ومغلوب ومظلوم ونادان
شايسته مقام الوهيت نيست ، واين مقاله منتسب به مرقيونيه است ( 1 ) وشرح حال
آنان طولانى است .
" زنديق " : قصه مانى چگونه است ؟
" امام " : مانى شخصي بوده كه يك قسمت از عقايد مجوس را با يك قسمت
از عقايد ترسايان مخلوط نموده مذهب ثالثى اختراع كرد كه با هيچ يك از آن دو
هامش
( 1 ) - " مرقيونيه " پيروان " مرقيون " نامى هستند كه قبل از ديصانيه مبادرت به اختراع
مذهب كردند وايشان گروهى از ترسايان مىباشند كه گفتهاند وجود ثالثى دو أصل نور وظلمت
را به يكديگر آميخته است ودر عامل امتزاج اختلاف كرده اند .
گروهى عقيدة دارند كه عامل امتزاج حيات است كه عبارت از " عيسى " است .
گروهى دگر گفتهاند كه " عيسى " رسول آن عامل امتزاج است وبا وجود ثالث جهان را
آفريده است وعقيدة دارند كه هر كس از گوشت گنديده ومشروبات الكلى اجتناب نمايد ودائما
به نماز وروزه اشتغال داشته باشد از دامهاى شيطان نجات يابد .
" مرقيون " كتابي بنام إنجيل داشته وپيروانش هم كتبي داشتهاند لكن اين كتب در دست
نيست واين جمعيت با ماسك نصرانيت خود را پوشانيده تظاهر به مذهب خود نمىكنند ومطابق
نوشته " ابن النديم " در " فهرست " در ناحية خراسان از اين جمعيت بسيار وجود دارند . ملل ونحل
شهرستانى ) .