تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
" أبو شاكر " : اين دانش را از حجاز آورده اى يعنى از امام صادق ( ع ) - استفاده كرده اى . 3 - " علامه مجلسي " قدس سره " در جلد دوم كتاب بحار الأنوار " در باب توحيد از " كتاب احتجاج طبرسى " روايتي از " هشام بن الحكم " آورده كه ما ترجمه آن را براي خوانندگان گرامى مىنگاريم : " هشام بن الحكم " : " زنديقى " از " امام صادق " ( ع ) پرسيد آيا گفتار كساني كه مىگويند : " از أزل با خدا طينتي بوده كه وى را آزار مىداده وبه هيچ وجه توانائى نداشته كه از چنگال آن طينت موذيه خلاصي يابد مگر با آميخته شدن با آن ، لذا با آن طينت آميخته گشت واز آن حقيقت مختلط موجودات جهان را آفريد " صحيح است ؟ " امام " : مقام خدا برتر وساحت وى از اين گونه نسبتها منزه وپاك است ، چقدر ناتوان است آن خدائى كه نتواند خود را از طينت موذيه نجات دهد ، با آنكه خدا بايد توانا باشد . اگر آن طينت زنده وازلى بوده ، پس خداى قديم دو تا بوده ، وبا يكديگر امتزاج داشته‌اند وبه شركت جهان را آفريده اند . اگر چنين باشد مرگ از كجا با خداى أزلي زنده امتزاج نمود ؟ ! " وچگونه مبدأ حيات وزندگانى گشته است ؟ ! اين مقاله مقاله جماعت ديصانيه است ( 1 ) كه عقايد آنان از منطق عقل دور
هامش
( 1 ) " ديصانيه " گروهى از ثنويه هستند كه پيروان اين ديصان مىباشند . ابن ديصان قبل از مانى مىزيسته ومذهب وى با مذهب مانى نزديك به يكديگرند فقط در آميزش نور وظلمت اختلاف دارند . چه ديصانيه را در اين موضوع دو قول است وبه دو فرقه منشعب شده اند : 1 - فرقه‌يى كه گفته‌اند نور مىخواست ظلمت را از خود دور گرداند وهنگامى كه احساس خشونت وعفونت ظلمت را نمود ، بدون اختيار با أو آميخته شد ، وهر چه سعى كرد خود را خلاص كند بيشتر گرفتار آيد . پيروان ابن ديصان در زمانهاى پيشين در نواحي بطايح بوده اند ودر چين وخراسان جمعى از آنان پراكنده اند معبد واجتماعي ندارند . وابن ديصان كتابهايى نوشته از جمله آنها كتاب نور وظلمت - كتاب روحانيت حق - كتاب متحرك وجماد است .
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 172 | سيد أحمد صفائي