تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اشراق وشيخ حسين تنكابني وملا محمد قاسم أصفهاني ومولانا احمد اردبيلى وملا قطب شيرازي وملا قطب رازي وملا عبد الرزاق لاهيجى وملا صدراى شيرازي وملا محسن كاشاني وملا جلال دوانى " وغير ذلك از علماء كبار وفضلاء روزگار كه داعى ، كتب ورسائل ايشان را ديده أم در دفع شبهه‌اى كه ابن كمونة بر دليل توحيد وارد نموده متمسك به وحدت وجود كه از مسلمانان أرباب كشف وشهود است گرديده اند با آنكه أغلب ايشان از أهل كشف وعيان نبوده اند وقول به وحدت را باطل مىدانند ، معلوم است كه تمسك ايشان به مسأله مزبور از بابت عجز از جواب بوده چنان كه مولانا " آقا حسين خونسارى " ( ره ) از متأخرين بعد از همه قيل وقال طريق انصاف پيموده در شرح شفا اقرار واعتراف نموده كه مرا در مسأله توحيد دليل عقلي نيست بعد خود ايراد كرده كه پس بچه دليل بايد قائل بتوحيد خداوند مجيد گرديد جواب داده كه به دليل نقل مانند ( قل هو الله أحد ) ثانيا ايراد نموده كه علماى ما از جمله علامه حلى ( ره ) در ( باب حادي عشر ) كه در أصول عقايد نوشته ، ادعاى اجماع نموده اند كه علماى اسلام كافه بر اينند كه واجب است أصول عقايد را به دليل عقلي ثابت نمود ، دليل نقلي كافى نيست ، خلاف كننده در نار مخلد است جواب داده كه اجماع وحجيت آن را قبول ندارم ، دليل به جهت افاده يقين است ، مرا از همين دليل نقلي يقيني حاصل است كه از دليل عقل مستفاد مىگردد ، ديگر چه ضرورت به دليل عقل است . ولى راه وحى كه منطق أنبياء وأئمة است راه ساده ومستقيم وهموار وروشن است وتمام طبقات مكلفين بدون تكلف مىتوانند از اين راه خدا را شناخته به معارف حقه وسعادت جاويد نائل شوند ، چه اين راه ، راه فطرت است كه عبارت از تذكر آيات آفاقي وانفسى است ودر راه فطرت ، براي شناخت خداوند متعال نيازى به برهان لم وان كه متوقف بر ابطال دور وتسلسل ومبتنى بر قواعد ومبانيى كه خالى از اشكال وشبهه نيست نمىباشد . وظيفة أنبيا در مقام راهنمائى ياد آورى آيات ونشانيهاى خدا وبيدار كردن فطرت مردم است ، لذا در منطق وحى وخزان آن هيچ گاه
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 134 | سيد أحمد صفائي