تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
فرمانروايان معمول ومتعارف است ، واز استيلاى پادشاهان وحكام به جلوس بر تخت وتكيه زدن به كرسي فرمانروائى تعبير مىكنند ) . ومراد اين نيست كه عرش نگهدار وجايگاه خداوند است ، بلكه خداوند نگهدار عرش مىباشد . وهمين معنى از سعة واحاطه كرسي خدا در آية " وسع كرسيه السماوات والأرض " منظور است نه معنايى كه مستلزم محدوديت ونيازمندى خدا به مكان باشد . در " كتاب كافى " متن روايت اضافاتى دارد كه " علامه مجلسي " ( ص ) در " جلد چهارم بحار الأنوار " ضمن احتجاجات " امام صادق ( ع ) " روايت را با آن إضافات نقل فرموده وما ترجمه آن إضافات را ذيلا از نظر خوانندگان مىگذرانيم : " زنديق " : آيا ميگوئى خدا شنوا وبيناست ؟ " امام " : بلى شنواست ، مىشنود بذات خود . وبيناست ، مىبيند بذات خود ( يعنى مانند مخلوق نيست كه با عضو مخصوصى كه گوش ناميده مىشود بشنود وبا عضو مخصوصى كه چشم ناميده مىشود به بيند ) ومرادم از اين عبارت اين نيست كه خداوند چيزى باشد وذاتي كه با آن مىبيند ومىشنود چيز ديگر ، واين تعبير فقط از نظر پاسخ دادن بسؤال ونزديك كردن مطلب است بفهم سائل ( يعنى ضرورت ايجاب مىكند كه در مقام نفى كثرت از ذات الهى هنگام فهماندن به سائل اين گونه تعبير كنم ، چه در مقام تفهيم ، انسان ناگزير است كه معارف إلهية را با منطق معمولى ومتعارف بيان كند ، لذا ناگزير از اعتقاد خودم به اين عبارت كه ظاهرش موهم كثرت است ، تعبير كردم ) ، پس مىگويم ، همانا خداوند به كل وجودش شنواست ، واين تعبيرم نيز براي فهماندن مطلب است نه اينكه كلش داراى جزء وبعض باشد ( چه در مقام ربوبي كل وجزء معقول نيست ) وبازگشت اين تعبير جز به اين نيست كه خداوند شنوا وبينا ودانا وخبير است بدون اختلاف ذات ومعنى ( به عبارت ديگر بازگشت شنوائى وبينائى در خدا به اين است كه حضرتش دانا ومطلع بشنيدنيها وديدنيها است بدون اينكه بين ذات وصفات وبين صفتي وصفت ديگرش اختلاف ومغايرتى باشد ) . " زنديق " : پس خداوند چيست ؟ ( يعنى حال كه چنين است وذات خداوند