تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
شود ، چه ما مكلف نيستيم به چيزى كه آن را ادراك نمىكنيم معتقد باشيم . ومراد ما هم از اينكه مىگوئيم أوهام از ادراكش عاجزند اين نيست كه به هيچ وجه معرفت وشناخت خدا ممكن نيست ، بلكه مراد اينست كه هر چه بوسيلة حواس محدود شود ودر دستگاه ادراكي ما منعكس گردد مخلوق خواهد بود ( يعنى ادراك چيزى به وهم مستلزم حصول حقيقت آن در واهمه نيست ، بلكه هر موهومى كه حدودش به حواس ادراك شود ، به عبارت ديگر حواس به حقيقت وحدود آن احاطه نمايد ودر دستگاه ذهن شبح ومثال أو حاضر شود ، مخلوق است ) وما ناگزيريم كه صانع را طورى اثبات كنيم كه از دو جهت مذموم بيرون باشد : 1 - جهت أول ، نفى وتعطيل كه عبارت از نيستى وابطال صانع است . 2 - جهت دوم ، تشبيه وهمانند ساختن صانع به مخلوق است . پس نظر به اينكه مصنوعات نيازمند بوجود صانع مىباشند ، ناگزيريم وجودش را اثبات كنيم ، ونظر به اينكه صانع مانند مصنوعات نيست ، ناگزيريم كه خداوند را از صفات آنها از قبيل تركيب وتاليف وحدوث ، وتحول از كوچكى به بزرگى ، واز سياهى به سفيدى ، واز نيرومندى به ناتوانى ، وصفات ديگر كه نيازى بشرح آنها نيست منزه بدانيم . " زنديق " : چون شما براي صانع ، وجود اثبات كرديد ، محدودش ساختيد . " امام " : من محدودش نكردم بلكه اثباتش كردم ، زيرا كه بين نفى واثبات واسطه نيست ( يعنى صرف اثبات هستى براي چيزى مستلزم محدود ساختنش نيست ، زيرا كه ذهن قدرت دارد بدون آنكه به حقيقت چيزى احاطه كند أو را بعنوان شيئى ( چيز ) تصور نموده وواقعيت غير محدود براي أو اثبات نمايد واين گونه اثبات تحديد نيست ) . " زنديق " : اگر خدا محدود نيست ، پس گفتار خدا " الرحمن على العرش استوى " ( 4 - طه ) چه معنى دارد ؟ ( 1 ) .
هامش
( 1 ) دانشمندان براي " استواء " چند معنى ذكر كرده اند : 1 - استقرار وتمكن بر چيزى . 2 - رو آوردند به چيزى وآهنگ آن . 3 - استيلا وغلبه بر چيزى چنان كه شاعر عرب گفته : " قد استوى بشر على العراق من غير سيف ودم مهراق " - ترجمه : بشر بدون خون ريزى وجنگ بر عراق استيلا يافت . 4 - اعتدال . 5 - مساواة در نسبت . وبراي " عرش " نيز معاني ذكر كرده اند : 1 - جسم بزرگى كه محيط به ساير أجسام است . 2 - تمام مخلوقات . 3 - علم ودانش . احتمال معنى أول از معاني ( استواء ) با معنى أول از معاني ( عرش ) در آية " الرحمن على العرش استوى " به كلى منتفى است ، چه اين احتمال مستلزم تجسم خدا واحاطه عرش به اوست . احتمال معنى دوم در آية مباركه ( ثم استوى إلى السماء ) مناسب است لكن در آية فوق الذكر با تعديه به ( على ) مناسبت ندارد . احتمال سوم صحيح وپاسخ امام صادق ( ع ) در روايت هشام مبتنى بر همين معنى است . احتمال چهارم نيز ممكن است بنابر اينكه ( على العرش ) حال باشد ومعنى چنين خواهد شد : خداوند رحمن معتدل است يعنى هيچ نقصى در وجودش نيست ، در حالي كه غالب وقاهر بر ممكنات ومخلوقات است ، يا متمكن بر سرير علم ودانش است . احتمال پنجم در اخبار عديده تأييد شده است از " امام صادق ( ع ) " به طرق عديده روايت شده كه از حضرتش پرسيدند معنى ( الرحمن على العرش استوى ) چيست ؟ فرمود " استوى من كل شئ فليس شيى أقرب اليه من شئ " - ترجمه : نسبت خدا به تمام موجودات مساوى است ، چيزى به أو نزديك تر از چيز ديگر نيست . وبنابر اين احتمال ( على العرش ) حال است يا متعلق به استوى و ( على ) بمعنى ( إلى ) است بنابر اينكه ( على العرش ) حال باشد معنى چنين خواهد شد : نسبت خداوند به تمام مخلوقات از نظر حفظ وتربيت واحاطه مساوى است در حالي كه متمكن بر سرير علم ودانش است . يا در حالي كه متمكن بر أريكه قدس وجلال وعظمت وقدرت مىباشد ، يعنى برترى وعلو مقام وعظمتش مانع از اين نيست كه از نظر تربيت واحاطه وحفاظت ممكنات بدانها نزديك باشد ، به هر جهت ممكن است نكته انتخاب اسم رحمن اين باشد كه رحمانيت كه مقام افاضه بر عموم ممكنات است اقتضا مىكند كه نسبت خدا از لحاظ ايجاد وتربيت ونگهبانى واحاطه به تمام مخلوقات مساوى باشد . وما راجع به اين آية كه در سوره طه است ونظايرش مفصلا در جلد أول كتاب علم كلام بحث ، ورواياتى را كه از معصومين در معنى اين آيات رسيده نقل كرده أيم ، طالبان به آن كتاب مراجعه فرمايند .
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 127 | سيد أحمد صفائي