تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
بكشد " دوم " شركت از عقود جايزه است يعنى هر يك از شركا هر وقت كه خواسته باشند ميتواند شركت را فسخ ومال الشراكه را قسمت كنند واگر هم شرط كرده باشند كه شراكت در ميان ايشان تا فلان مدت بوده باشد واجب نيست كه وفا بآن شرط بكنند اگر آن شرط در ضمن عقد شركت باشد واما اگر در ضمن عقد لازمى باشد واجب است وفا بآن " سيم " شريك امين است وآنچه در دست أو تلف شود ضامن نيست مگر آنكه تقصير بكند وهرگاه ادعا بكند كه فلان قدر مال تلف شده است قول أو مسموع است با قسم " چهارم " هرگاه متاعي در ميان دو نفر مشترك باشد وآن دو شريك با هم متاع را بديگرى بفروشند ويكى از دو شريك قدرى از قيمت آن متاع را از خريدار بگيرد حق آنستكه آن قدرى را كه گرفته است مختص بخودش نخواهد بود پس اگر تتمه قيمت بعمل نيايد آنقدرى را كه يكى از ايشان گرفته بايد در ميان ايشان قسمت شود بلى اگر بخواهد كه مختص بخودش باشد بايد با خريدار بمصالحه ونحو آن بگذارد " پنجم " هرگاه چند نفر شريك شوند كه زراعت كنند وشرط كنند كه تخم از يكى باشد وزمين از يكى مثلا وكاركردن از يكى وآنچه بعمل مى آيد ميان ايشان بالسوية مشترك باشد آن شركت باطل است وحاصل از صاحب تخم است وسايرين اجرت المثل زمين وكار وكار كردن را ميبرند " ششم " هرگاه از شركاء يكى فوت شود آن شركت باطل است " هفتم " مكروه است كه مسلمانان با أهل ذمه شريك شوند يا مالي بار بدهند كه بضاعت از براي ايشان كار كند ومكروه است كه امانت در نزد أو بسپارند ( باب پنجم در وكالت ) ودر اين چند فصل است " فصل أول " در تعريف وكالت ودر صيغه آن وآنچه متعلق است بآن ودر آن چند مسئله است " أول " بدانكه وكالت عبارت از نايب گردانيدن شخص ديگرى را در اينكه از نايب بنحوى از انحاء تصرف در مال يا در بدن مثل آنكه أو را أجير غير كند أو بكند وشخص نايب را وكيل ميگويند وآنكه تعيين وكيل ميكند أو را موكل ميگويند " دوم " صيغه وكالت اگر عربى گفته شود آنستكه موكل بگويد بوكيل " وكلتك " يعنى ترا وكيل كردم ووكيل ميگويد " قبلت " وضرور نيست كه وكيل صيغه ايجاب را بلا فاصله گويد بلكه اگر بعد از مدتي هم بگويد صحيح است وچونكه وكالت از عقود جايزه است هر صيغه بگويد كه دلالت كند بر نيابت صحيح است ووكالت بفعلي كه دال
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 406 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي