تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بگيرد وپيش از آنكه آن مدت تمام شود عمرو فوت شود در اين صورت آن دين حالي مى شود يعنى زيد طلب كار مستحق مى شود كه بمجرد فوت عمرو مطالبه طلب خود بكند وآن طلب را از ورثه أو بگيرد در صورتيكه ميت مالي در يد ورثه داشته باشد واما عكس چنين نيست يعنى اگر زيد طلب كار پيش از موعد بميرد ورثه أو پيش از مدت حق مطالبه از عمرو مديون ندارند بلكه بايد تا سر موعد صبر كنند " مسئلة چهارم " دين يا مؤجل است يا حال ومراد بدين مؤجل آنستكه كسى ديني بر ذمه ديگرى داشته باشد كه بعدت از مدت معيني بگيرد وهنوز مدت سر نيامده باشد وچون سر وعده برسد آن دين حال است ودين حال آنستكه كسى چيزى بفروشد بديگرى به جنسي كه فلان وفلان صف داشته باشد يا به پوليكه فلان سكه باشد كه في الحال بگيرد آن را دين حال گويند واما هر گاه كسى چيزى معينى حاضري را بفروشد بچيز معين حاضري كه مشاهد باشد آن را بيع عين مى گويند وهيچ يك از مبيع وقيمت دين نيستد وهرگاه اين معلوم شد پس بدان كه اقسام خريد وفروش باعتبار دين بودن مبيع يا قيمت يا هر دو شش قسم ميشود كه بعضي باطل وبعضى صحيح است " أول " فروختن دين موجل بدين موجل ديگر وأين باطل است " دوم " فروختن دين موجل است بدين حال أقوى چنانچه مشهور بين علما است آنستكه آن هم باطل وهم چنين است حكم هرگاه آن ديني كه هنوز وعده أو نرسيده است فروخته شود بچيزيكه فلان وفلان صفت داشته باشد بشرطي كه في الحال بگيرد اگر آن دين مبيع در سلف باشد والا أقوى صحت آنست " سيم " فروختن دين مؤجل است بچيزى حاضر معينى وحكم اين مسئله حكم مسئله دوم است " چهارم " فروختن دين حال است بدين حالي وأين دو صورت دارد يكي آنستكه أول آن دو دين مؤجل باشند ودر آخر حلول كرده باشند وديگر آنكه أول آن دو دين حال باشند در اين دو صورت أقوى بطلان است در صورت أول بلكه در ثانيه نيز احتياط بهتر است وهم چنين أقوى بطلان است اگر بفروشد دين مؤجلى را كه اجل آن حلول كرده باشد بچيزى كه بعد از مدتي بدهد وعكس آن " پنجم " فروختن دين حال است بدين مؤجل أكثر گفته‌اند باطل است وبعضى گفته‌اند صحيح است لكن أقوى بطلان است اگر آن دين از أول موجل باشد واجل أو سرآمده باشد واگر از أول حال باشد احتياط كند بهتر است " ششم " فروختن دين حال است بچيز معين حاضري وأين
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 397 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي