تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بدانكه در قرض دادن اجر عظيم وثواب جسيم است كه منشاش أعانت محتاج است تقريبا إلى الله تعالى ودر حديث نبوي صلى عليه واله است كه هر كس بر طرف كند از مسلماني اندوهى از اندو ههاى دنياي أو خداوند بر طرف كند از أو اندوهى از اندوههاى روز قيامت وروايات در فضيلت قرض دادن ومذمت منع قرض از محتاجين بحد استفاضه رسيده است وقرض دادن أفضل است از صدقه چنانچه شيخ ( ره ) وغيره روايت كرده‌اند كه فرض دادن أفضل است از تصدق بيك برابر ودر روايت نبوي ( ص ) است كه در شبى كه مرا بمعراج بردند ديدم كه بر در بهشت نوشته بودند كه ثواب صدقه دادن ده مقابل است وثواب قرض دادن هيجده است وأين حديث با حديث سابق اختلافى ندارد چه ده درهم كه در مقابل يك درهم صدقه است نه درهم آن تفضيلى است ويك درهم آن بمقابل آن درهم است كه پس نمى گيرد پس ثواب يك درهم قرض دو برابر ثواب تفضلى صدقه است كه هيجده باشد وگفته شده كه سر اين كه ثواب قرض دو مقابل صدقه وارد شده است آنست كه صدقه گاهى بمحتاج وگاهى بغير محتاج داده ميشود ولكن قرض غالبا بمحتاج ميرسد چه آنكه تا كسى محتاج نباشد قرض نمى كند وهم پول قرض گاهى كه گرفته شد باز در مورد قرض دادن صرف ميشود ولكن پول صدقه گرفته نميشود تا بكسى ديگر داده شود ولكن مخفي نماناد كه قرض دادن وقتي ثواب دارد كه نيت قرض دهنده از براي خدا باشد والا اگر بشرط ربا قرض دهد حرام واگر بسبب قرض ديگر از اقراض دنيوية باشد معلوم نيست ثوابي داشته باشد ( فصل دوم در صيغه قرض است ) بدانكه آن شخصي كه چيزى را بقرض مى دهد أو را مقرض مى گويند وآنكه قرض ميگيرد مقترض وصيغه قرض را هر گاه عربي بگويند مقرض مى گويند ( أقرضتك ) ومقترض مى گويد ( قبلت ) وهر گاه فارسي بخواهند بگويند معنى آن را بگويند يعنى قرض دهنده بگويد اين را بتو قرض دادم وقرض گيرنده بگويد قبول كردم ( فصل سيم در بيان آنكه قرض دادن چه جنسي جايز است وچه جنسي جايز نيست ) بدان كه خلافي نيست در ميان علما كه هر جنسي كه جايز است فروختن أو بسلف يعنى ممكن باشد امتياز دادن أو بصفت چنانچه در فصل سلف گذشت جايز است قرض دادن أو خواه مثلي باشد