وأرباب تقوى هر گاه آنچه از أو مىخرند از براي قوت باشد واگر ناچار انتفاع خواهد كرفت بكم
اكتفا كند ( چهارم ) سنت است مسامحه وسهل انكارى نمودن در خريد وفروش ودر طلب كرفتن
( پنجم ) سنت است از براي صاحبان ترازو كه در وقت خريدن اندكي كمتر بكيرد ودر فروختن
زيادتر بدهد وباصطلاح خشك بكيرد وچرب بدهد ( ششم ) سنت است كه هر گاه مشترى از خريدن
پشيمان شود ومتاع را خواهد پس دهد فروشنده پس كيرد وقيمت آن را رد كند وهم چنين است در عكس
( هفتم ) هر گاه تاجر در نوعي از تجارت انتفاع برد سزاوار است كه باز مشغول بهمان تجارت شود وهر گاه
نقصان ديد دست از ان نوع بردارد وبه نوع ديگر از تجارت مشغول شود واگر در شهري تجارت براي أو
ميسر نشود بشهر ديگر برود ونماند در شهري كه نقصان به أمور ديني أو رسد ( هشتم ) سزاوار است
از براي فروشنده كه مدح وتعريف نكند متاعي را كه مىفروشد وخريدار مذمت نكند متاعي را كه
مىخرد وبايد قسم نخورد در خريد وفروش ومكروه بودن قسم در معامله در وقتي است كه قسم راست
باشد والا حرام خواهد بود ( نهم ) مكروه است كيل ووزن كردن كسى كه كيل ووزن را نيكو نداند
( دهم ) مكروه است از براي كاسب داخل شدن ببازار پيش از همه كس وهم چنين است بيرون
امدن از بازار بعد از همه كس واما بكور در طلب روزى ممدوح است وعنوان أو غير از عنوان پيش
از همه كس ببازار رفتن است ( يازدهم ) سنت است كه كسى كه خواسته باشد جنسي ار بخرد سه مرتبه
بگويد الله أكبر وبعد از ان شهادتين را بگويد تا ان كه از ان متاع انتفاع برد وسنت است طلب خير
وبركت كردن از خداوند در خريدن وفروختن وخواندن دعاهاي وارده در هنكام خريدن متاع ودر
وقت نشستن در مكان تجارت ودر وقت داخل شدن در بازار وكسى كه خواهد مال أو در بازار محفوظ
باشد از آفت ودزد در وقت رفتن رفتن از دكان وجدا شدن از متاع اين دعا بخواند ( اللهم إني أسئلك من خيرها
وخير أهلها وأعوذ بك من شرها وشر أهلها ) ( دوازدهم ) سنت است كه كاسب در وقت نماز أول نماز
بكذارد آنگاه بتجارت مشغول شود ودر بازار ياد خدا بسيار كند وتجارت وكسب أو را از ياد خدا
غافل ننمايد چون كه بازار ميدان شياطين ومحل غافلين است وسزاوار است كه كاسب در دكان خود را
باز كند وطلب روزى كند اگر چه چندان مايه نداشته باشد وسزاوار است كه مال خود را از مردم
پنهان كند اگر چه از برادر خود باشد ودر معاش حد وسط را نگاه دارد وقوت يك سال خود را جمع
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٥٤