حرام باشد ( 3 ) صورت مجسمه غير صاحب روح مثل صورت درخت وكلها كه از چوب وغيره
درست كنند وحرمت اين قسم معلوم نيست ( 4 ) صورت غير مجسمه غير صاحب روح مثل ان كه
صورت درخت وكوه وأمثال ان را بر جائى نقش كنند وحرمت اين قسم نيز معلوم نيست ( هشتم )
حرام است اموختن وحفظ كردن ونوشتن كتابهاى أهل ظلال مثل تورية وإنجيل وكتابهاى بابيه
وغيرهم مكر ان كه غرض ان باشد كه حجت بر أهل ضلالت كيرد وهم چنين حرام است خريدن وفروختن
انها ( نهم ) حرام است تدليس در مشاطكى يعنى زنى كه ارايش وبزك مىكند زنان را به نحوى كند كه
بعضي عيبها كه در زنان است پنهان كند وبه اين جهت بر مردم مشتبه كند وشوهر براي أو پيدا
كنند واگر مشاطه در ارايش تلبيس نكند عمل أو جايز ومزدش حلال است والا حرام وپيوند كردن
موى زنان بموى زنان ديگر اگر غرض تدليس باشد حرام والا جايز است ومكروه ومكروه است
زنان را نقش خضاب كردن ونقش خضاب احتمال دو معني دارد يكي نكار بستن از حنا وديگر خال
كوبيدن وحرام است بر زنان ومردان كه لباس مخصوص يكديگر را به پوشند مثل آنكه زن قبا وعمامه
به پوشد ومرد مقنعه ولچك وهكذا ( دهم ) حرام است اجرت در عوض افعالى كه خالى باشند از فائده
در نزد صاحبان عقل مثل رفتن بقبرستان در شب تار يا بلند كردن بعضي أشياء ثقيله وأمثال اينها
( يازدهم ) حرام است بنابر أصح احتكار كردن يعني نگاه داشتن كندم وجو وخرما ومويز وروغن را
بجهت ان كه كران شود وبقيمت كران بفروشد بشرط ان كه مردم محتاج بان باشند وغير از أو كسى ديگر
نداشته باشد يا داشته باشد ولكن نفروشد واحتكار در همين پنج چيز است وبعضى روغن زيت ونمك را
نيز الحاق كرده اند وأين قول أحوط است وحد ثابت شدن احتكار حاجت مردم است وبعضى
كفته اند احتكار نگاه داشتن أجناس مذكوره است در وقت ارزاني چهل روز ودر كراني سه روز
ومناط همان است كه ذكر شد وهر گاه احتكار ثابت باشد بايد حاكم شرع محتكر را جبر كند بر فروختن
ان جنس وتعيين نرخ وقيمت با محتكر است مكر آنكه اجحاف كند در قيمت ان وقت حاكم شرع أو را
اجبار مىكند بر كمتر ( دوازدهم ) مكروه است اجرت كرفتن در عوض جهاندن حيوان نر بر مادة تا ابستن
شود در صورتيكه شرط مزد كند ومكروه است اين كار را شغل خود قرار دادن واگر كسى حيوان
نر ديگرى را بر حيوان مادة خود بكشد بدون اذن صاحبش لازم است بر أو اجرت المثل بصاحبش
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٥٢