تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
ترك نشود واگر طبيب بگويد كه روزه براي كسى مضر است وخودش مىداند كه مضر نيست روزه اش صحيح است واگر بگويد ضرر ندارد وخودش مضر مىداند بعلم يا بظن افطار بر أو واجب است واگر بگيرد صحيح نيست
( مسألة 1 ) كسيكه شب نيت روزه كرده وخوابيده روزه اش صحيح است هر چند تمام روز خواب باشد واگر نيت نكرده وبخوابد تا بعد از زوال در روزه واجب باطل است وبايد قضا كند واگر پيش از زوال بيدار شود تجديد نيت كند وصحيح است بخلاف روزه ندبي كه اگر بيدار شود پيش از غروب وتجديد نيت كند صحيح است
( مسألة 2 ) روزه وساير عبادات از صبي مميز صحيح است بنابر أقوى پسر باشد يا دختر ومستحب است كه أو را بعبادات عادت دهند بلكه بر طفل هفت سأله سخت بگيرند
( مسألة 3 ) در صحت روزه ندبي علاوة از آنچه ذكر شد معتبر است كه روزه واجبي چه قضاء چه نذر چه كفاره يا نحو انها بر أو نباشد بشرط انكه متمكن از أداء ان باشد بخلاف صورتيكه متمكن از ان نباشد مثل مسافريكه نتواند قصد اقامه كند وبگوئيم كه روزه ندبي از أو صحيح است يا در مدينه باشد كه جايز است در آنجا مسافر سه روز روزه حاجت بگيرد كه در اين صورت صحت روزه ندبي از أو أقوى است وهم چنين كسيكه روزه واجبي بر أو باشد وفراموش كرده باشد كه روزه ندبي از أو صحيح است اگر متذكر نشود مگر بعد از فراغ وهر گاه در أثناء روز متذكر شود افطار كند وجايز است بر أو كه تجديد نيت واجب كند هر گاه پيش از زوال متذكر شود وكسيكه روزه واجب بر أو باشد جايز است نذر روزه كند بنذر مطلق ومىتواند روزه نذرى را مقدم دارد بر روزه واجبي كه بر أو بود وهم چنين جايز است نذر كند روزه روز معينى را در صورتيكه ممكن باشد روزه واجبي كه بر أو بود قبل از ان روز معين ادا نمايد بخلاف صورتيكه ممكن نباشد كه در صحت نذر اشكال است
( مسألة 4 ) كسيكه روزه استيجارى بر أو باشد ظاهر ان است كه جايز باشد روزه ندبي بگيرد هر چند خلاف احتياط است
( فصل دويم ) در شرايط وجوب روزه وان چند چيز است ( أول ودويم ) بلوغ وعقل وبر صبي ومجنون واجب نيست مگر انكه پيش از طلوع فجر كامل شوند كه اگر بعد از ان كامل شوند روزه ان روز بر انها واجب نيست هر چند تا انوقت مفطرى بعمل نياورده باشند بلكه هر چند صبي بقصد ندب روزه گرفته باشد لكن با عدم مفطر ووجوب روزه بوجوب معين أحوط اتمام
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 525 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي