تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
به تبرع يا بأجير شدن از پدر طفل يا از ان زن يا از متبرعى
( باب پنجم در طرق ثبوت هلال رمضان وشوال براي روزه وافطار ) بدان كه هلال ثابت مىشود بچند چيز ( أول ) بانكه خودش هلال را به بيند ( دويم ) بخبر متواتر ( سيم ) بشياع كه موجب يقين برؤيت هلال شود ودر حكم آن است هر چه مفيد علم شود اگر چه بضم قراين باشد پس هر كس بيكى از اين سه طريق يقين بهلال كند بايد بمقتضاى ان عمل شود هر چند ديگرى موافقت أو نكند بلكه هر چند شهادت أو را حاكم شرع رد كند ( چهارم ) بگذشتن سى روز از هلال ماه شعبان كه روزه واجب مىشود يا از هلال رمضان كه افطار واجب مىشود ( پنجم ) بشهادت دو عادل بهلال چه شهادت دهند نزد حاكم وقبول شهادت انها كند يا رد نمايد يا انكه نزد خودش شهادت دهند كه جايز بلكه واجب است بمقتضاى ان عمل كند از روزه يا افطار چه شاهد از أهل ان بلد باشد يا خارج بلد وچه در اسمان علتي از ابر يا بخار يا غبار بوده يا نه بلى معتبر است كه شاهدين در أوصاف هلال متفق باشند پس با اختلاف در أوصاف اعتباري بان نيست بلى هر گاه هر دو مطلق شهادت دهند يا يكى از انها مطلق وديگرى بأوصاف شهادت دهند كافى است ومعتبر نيست كه ديدن انها يك وقت باشد در صورتيكه متفق باشند در رؤيت در شب وثابت نمىشود هلال بشهادت زنان ونه بشهادت يك عادل ولو بضم قسم ( ششم ) بحكم حاكم شرع بشرط انكه ندانى در حكم خطا كرده يا طريق ثبوت ان خطا بوده پس اگر مثلا بدانى مستند حكم أو شياع ظني بوده كافى نيست وثابت نمىشود هلال بقول منجم ونه بغروب كردن ماه فردا شب بعد از غروب شفق ونه بديدن ماه قبل از ظهر سى أم وبمجرد ان حكم نمىشود كه انروز أول ماه است وهم چنين ثابت نمىشود بطرق ظنيه هر چند مفيد ظن قوى باشد مگر براي أسير ومحبوس
( مسألة 1 ) هر گاه عدلين شهادت ندهند برؤيت هلال وبگويند مىدانيم أول ماه است كافى نيست
( مسألة 2 ) اگر هلال رمضان ثابت نشود وافطار نمايد بعد از ان بينة شهادت برؤيت دهد بايد قضا كند وهم چنين واجب است قضاء ان اگر شب بيست ونهم ان ماه هلال ثابت شود يا خودش به بيند
( مسألة 3 ) حكم حاكم مختص نيست بمقلدين أو بلكه نافذ است بر حاكم ديگر نيز بشرط انكه خلاف ان بر أو ثابت نشده باشد
( مسألة 4 ) هر گاه هلال در بلد ديگر ثابت شود ودر آنجا ثابت نشده باشد پس اگر ان دو بلد