يك تير پرتاب در زمين ناهموار اگر چه نا هموارى آن بسبب درخت باشد وبقدر دو تير پرتاب در
زمين صاف هموار واگر در بعضي از جوانب أربعة احتمال بودن آب نمىدهد طلب از آن جانب ساقط
است چنانچه با علم بنبودن آب در هر چهار سمت وجوب طلب نمودن آب مطلقا ساقط است واگر
يقين دارد بوجود آب در دورتر از مقدار مذكور واجب است تحصيل كند اگر وقت نماز باقي باشد
ودر صورتيكه مظنه داشته باشد ببودن آب در زايد از مقدار مزبور آن زيادة لازم نيست اگر چه
أحوط است خصوصا اگر ظن اطميناني باشد بلكه در اين صورت احتياط ترك نشود پس انقدر سعى
كند تا ظن أو زائل شود وبمجرد احتمال وجود آب در زايد از مقدار اعتنا نكند
( مسألة 1 ) اگر
دو عادل شهادت دهد بنبودن آب در هر چهار جانب يا بعض آن وجوب طلب از آن جانب ساقط
مىشود اگر چه أحوط است واگر عدل واحد شهادت دهد بنبودن آب احتياط بطلب نمودن ترك نشود
( مسألة 2 ) اگر عدلين شهادت دهند بوجود آب در زايد از مقدار مذكور ظاهر وجوب طلب
نمودن آب است وبا شهادت عدل واحد بان احتياط بطلب ترك نشود
( مسألة 3 ) ظاهر عدم وجوب مباشرت در طلب آب وكفايت طلب نائب است بلكه دور نيست كفايت نيابت يك نفر
امين موثق از جماعتى
( مسألة 4 ) اگر احتمال دهد وجود آب را در رحل يا منزل خود يا در قافله بايد
فحص كند تا مايوس شود
( مسألة 5 ) اگر پيش از دخول وقت نماز طلب آب نمود ونيافت در
اكتفاء بان بعد از دخول وقت در صورتيكه بتجديد طلب احتمال بر خوردن آب را بدهد اشكال
است واحتياط بتجديد طلب ترك نشود بلى اگر از آنجا بجاى ديگر منتقل شده باشد واحتمال وجود
آب را در آنجا بدهد اشكالى در وجوب طلب نيست
( مسألة 6 ) هر گاه بعد از دخول وقت نماز ظهر
مثلا طلب آب نمود ونيافت براي نماز بعد ازان ديگر طلب واجب نيست ماداميكه بتجديد طلب
احتمال برخوردن را ندهد والا أحوط تجديد است
( مسألة 7 ) در تير وكمان وهوا وتير انداز مناط
حد متوسط است درقوت وضعف
( مسألة 8 ) در ضيق وقت نماز وجوب طلب آب ساقط مىشود
( مسألة 9 ) هر گاه عمدا طلب كردن را تعويق انداخت تا وقت نماز مضيق شد معصيت كرده بترك
طلب لكن أقوى صحت نمازى است كه در اين حال بجا أورده اگر چه از أول عالم بوده باشد كه بر فرض
طلب نمودن آب پيدا مىشود لكن أحوط قضاء آن است بخصوص در فرض مذكور
( مسألة 10 )