وبعد ازان آن را بدوزند
( فصل ششم ) در مكروهات وان چند جيز است ( أول ) اين كه در
حال نزع دست بر أو بگذارند كه موجب اذيت أو است ( دويم ) گذاشتن اهن روى شكم أو بلكه غير
اهن نيز ( سيم ) انكه أو را تنها بگذارند زيرا كه شيطان در بدن أو داخل مىشود وبا أو بازى مىكند
( چهارم ) حاضر شدن جنب وحايض نزد أو در حال احتضار ( پنجم ) زياد حرف زدن در نزد أو
( ششم ) گريه كردن نزد أو ( هفتم ) حاضر شدن مرده شور وعمله جات موت واشخاصى كه باعث
خوف مختضر مىشود نزد أو ( هشتم ) زنها را تنها گذاشتن نزد أو بجهة خوف اين كه صدا بگريه بلند كنند
( فصل هفتم ) در بعض آنچه متعلق بقبل الموت است كراهت داشتن موت حرام نيست
بلى مستحب است كه وقت ظهور اثار موت دوست بدارد ملاقاة پروردگار خود را ومكروه است
تمنى موت هر چند در بليه وشدت باشد بلكه سزاوار است كه بگويد اللهم أحيني ما كانت الحياة خيرا لي
وتوفني إذا كانت الوفاة خيرا لي ومكروه است طول امل وخود را دو راز مرگ دانستن بلكه فردا را
از عمر خود شمردن چنانچه مستحب است كثرت ياد مرگ كردن وجايز است فرار نمودن از وبا
وطاعون وانچه در بعض اخبار است كه فرار از طاعون مثل فرار از جهاد است آن مختص است
بكسانى كه در سر حدات بوده اند براي حفظ ثغور بلى اگر در مسجدى باشد وطاعون بيفتد در أهل
آن مسجد مكروه است فرار از آن
( فصل هشتم ) بدان كه اعمال واجبه ميت از تغسيل وتكفين
ونماز ودفن همه از واجبات كفائيه مىباشند كه اختصاص به بعض از مكلفين دون بعض ندارد بلكه
هر كس مطلع شود بر موت أو واجب است قيام نمايد غاية الأمر اين كه بفعل بعضي از ديگران نيز
ساقط مىشود چون يا محل قابل بيش از يك مرتبه نيست مثل كفن ودفن يا بيش از يكمرتبه واجب
نيست مثل تغسيل ونماز پس اگر هيچ يك قيام ننمايند همه آثم ومستحق عقابند واگر همه قيام نمايند
در آنچه ممكن است صدور آن از همه اتيان بواجب كرده اند ولكن واجب است بر غير ولى استيذان
از أو وأين وجوب استيذان از أو منافاة با وجوب كفائي بر همه ندارد چرا كه وجوب بر همه مطلق
است حتى بر غير ولى لكن از براي فعل غير ولى شرطي است كه آن استيذان باشد مثل انكه وجوب
نماز مطلق است لكن وضو گرفتن يا رو بقبله كردن شرط صحت آن است وهر گاه ولى امتناع نمود از مباشرت
واذن دادن ساقط مىشود اعتبار اذن أو بلى اگر حاكم شرع مىتواند أو را اجبار كند أحوط اجبار أو است