به منتصر .
وقتى كه ايلك خان بخارا را گرفت ، ابو الحارث مكحول و عبد الملك و ابو ابراهيم و ابو يعقوب فرزندان نوح بن منصور را دستگير نمود ، و همچنين اعمام ايشان ابو زكريا و ابو سليمان و ابو صالح و چند نفر ديگر از آل سامان را بگرفت ، و بند بر نهاد و هر يك را جدا از ديگرى زندانى كرد تا حيلتى براى فرار نجويند .
ابو ابراهيم چادر كنيزكى كه او را خدمت مىكرد بسر كرد ، و از زندان گريخت ، و در شهر بخارا متوارى شد ، و بعد ناشناخته به خوارزم رفت .
امراء دولت سامانى كه خبر او را شنيدند ، به نزد وى گرد آمدند ، و ارسلان بالو ( ابو منصور الب ارسلان البالوى معين الدوله آثار الباقيه 134 ) كه مقدم آن امرا بود به جعفر تكين كه از طرف ايلك خان امارت بخارا داشت حمله كرد ، و او را با هفده نفر ديگر اسير نمود و منتصر به بخارا درآمد .
ايلكخان كه اين خبر را شنيد قصد بخارا كرد ، منتصر با ارسلان - بالو از بخارا به آمل شط شد ، و ابيورد را متصرف گرديد ، و روى به نيشابور نهاد . نصر بن ناصر الدين كه از جانب سلطان محمود حكومت نيشابور داشت ، پس از جنگ منهزم گرديد ، و به سوى هرات گريخت . در اين وقت ابو القاسم سيمجور به منتصر پيوست ، و او چندى در نيشابور ماند ، و چون خبر يافت كه محمود به قصد وى متوجه نيشابور شده ، از آنجا بيرون شد ، و به گرگان رفت و بعد از چندى بازگشت ، و با سپهسالار محمود ، نصر بن ناصر الدين حرب كرد ، و بر او پيروز گرديد ، و در روز چهار شنبه آخر ربيع الاول سال 391 به نيشابور در آمد و كار او در آن شهر بزرگ شد .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٨٢