تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
نعش منتصر را به ماىمرغ از رودبار زم بردند و در ماه ربيع الاول سال 395 در آنجا به خاك سپردند . عوفى گويد از ملوك آل سامان از هيچ كس شعر روايت نكرده‌اند جز وى و اشعار او مطبوع است و پادشاهانه . ( ابن اثير 9 / 44 و 51 تاريخ بيهق 119 و 120 تاريخ گزيده 386 و 388 شرح تاريخ يمينى 1 / 89 و 320 و 347 و 350 العبر 3 / 38 ترجمهء يمينى 184 و 189 و 198 اللباب 1 / 523 جهان آرا 100 گرديزى 175 و 176 حبيب السير 2 / 369 و 470 طبقات ناصرى 204 و 215 لباب الالباب چاپ طهران 23 و 24 مختصر الدول 298 و مزارات بخارا ) ص 137 س 4 بكتوزيان : بيرونى در كتاب آثار الباقيه او را با نام و كنيه و لقب چنين ياد كرده ( ابو الفوارس بكتوزون الحاجب سنان الدوله ) و پريتساك او را بيگ توزون Beg - Tuzun خوانده است . او در ابتدا منصب حجابت داشت ، و در دورهء پادشاهى ابو الحارث منصور بن نوح به اوج قدرت رسيد ، و مدتى حل و عقد امور مملكت را به دست گرفت ، و بعد از آنكه فائق به مدد ايلك خان بر بخارا مسلط شد ، و رسيدگى امور مملكت را عهده دار گرديد ، بكتوزون را سپهسالارى خراسان داد و او را به آنجا فرستاد . بكتوزون پس از چندى عاصى شد ، و به مخالفت امير منصور برخاست ، و فائق نيز در اين نافرمانى و سركشى با وى متحد شد ، و امير منصور را از پادشاهى خلع كرده و برادرش عبد الملك را به امارت برداشتند . و بكتوزون امير را در سرخس گرفته و در 12 صفر 389 ديدگان او را از بينائى عاطل كرد . در همين سال امير قرخانى براى تصرف بخارا لشگر بدان سوى