كرد ، و عبد الملك برادرش را كه كودكى بود به جايش به امارت برداشتند ، فائق در ماه شعبان همين سال در بخارا درگذشت .
منهاج سراج گويد : فائق بعد از انهزام از محمود به بخارا رفت و محبوس گشت و وفات يافت . ( 214 ) ( ابن اثير 9 / 4 و 8 و 51 تاريخ عتبى و شرح آن 1 / 165 و 166 ترجمهء تاريخ يمينى 64 و 86 و 94 طبقات ناصرى 214 و 216 گرديزى 173 )
ص 137 س 3 منصور بن نوح ( 378 - 389 ) : پس از نوح بنا به وصيت او خطبه به نام فرزندش ابو الحارث منصور بن نوح خواندند ، مدت امارت وى يك سال و هفت ( طبقات - هشت ) ماه بود . بعد از مدتى كه از امارت وى گذشت ، بكتوزون و فائق خاصه بر او عاصى شدند و به اتفاق يك ديگر امير را خلع كردند . و بكتوزون ديدگان او را ميل كشيد و او را از حليهء بصر محروم كرد ، و بند بر او نهاد ، و برادرش عبد الملك را به پادشاهى برداشت ، و اين واقعه روز چهار شنبه هيجدهم صفر سال 386 روى نمود .
بعد از خلع منصور امراء دولت برادرش عبد الملك را كه كودكى خردسال بود به امارت برداشتند . ايلك خان ابو نصر احمد بن على ملقب به شمس الملك كه از اوضاع پريشان دولت سامانى مطلع شد ، امداد و كمك امير سامانى را بهانه كرده متوجه بخارا گرديد . بكتوزون با جمعى از امرا به استقبال خان شتافته و اظهار اطاعت و انقياد كردند . چون به خدمت خان رسيدند ، همه ايشان را مؤاخذه و مقيد نمود .
و در دهم ذى قعده سال 389 به دار الملك آل سامان در آمد ، و بخارا را متصرف شد ، و امراء ديگر و خويشاوندان امير را دستگير كرد .
عبد الملك در شهر متوارى گرديد ، بعد از مدتى جاسوسان خان به مخفى گاه
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٨٠