ابو الحسن سيمجور چون خود را در برابر تاش ناتوان ديد ، از شهر بيرون شد ، و به سوى قهستان رفت ، و بعد با فائق متحد شده با سپاه بسيار روى به نيشابور نهاد . تاش با لشكر خويش به استقبال ايشان شتافت ، و در جنگى كه بين طرفين روى داد تاش منهزم گشت ، و اين واقعه در ماه شعبان سال 377 روى داد . ( گرديزى 167 ) تاش پس از اين شكست به گرگان رفت ، و به فخر الدولهء ديلمى پناهنده شد ، و فخر الدوله مقدم او را گرامى داشت ، و احسان بسيار به او كرد ، و حكومت گرگان را به دو داد ، و او سه سال در گرگان بود ، و در سال 377 وبائى سخت در گرگان پديد شد ، و بيشتر سپاه و وجوه لشكر او در آن بيمارى درگذشتند ، و بر عقب آن خود تاش به بيمارى صعبى مبتلا شد ، و عمرش در آن غربت به سر رسيد ، وفاتش در يمينى و كامل ابن اثير در 377 و در تاريخ گزيده سال 379 و در زين الاخبار در سال 378 ياد شده است .
( شرح يمينى 1 / 96 ابن اثير 9 / 9 و 10 گرديزى 167 تاريخ گزيده 383 و 384 ترجمهء يمينى 62 و 67 و 71 و 74 و 77 و 84 )
ص 136 س 11 ابو الحسن فائق : از امراى بزرگ سامانيان است ، شرح حال وى و امورى كه در دورهء زندگانيش روى داده در كتابهاى تاريخ به تفصيل ذكر شده است ، در اينجا فقط وقايعى كه مربوط به اوست به اختصار ايراد مىشود .
سمعانى گويد : ابو الحسن فائق بن عبد الله معروف به خاصه ( خاصه به خاء و تشديد صاد مهمله بعد از الف است . او را از آن جهت خاصه گفتند كه اختصاصى به امير سديد منصور بن نوح سامانى امير خراسان يافته بود . ) از مردم اندلس بود كه به خراسان آورده شد ، و در جملهء موالى نوح بن نصر در آمد ، و كارش بالا گرفت ، تا آنجا كه از امراء بزرگ آل
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 376
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٧٦