بكتوزون كه از طرف امير سامانى مامور دفع او شده بود حرب كرد ، و منهزم گرديد ، و بعد دستگير و زندانى شد ، و اين جنگ در ربيع الاول سال 388 روى داد ، او پس از چندى از زندان بگريخت و به سبكتكين پيوست و مدتى در خدمت او بود ، بعد از آن از اطاعت سبكتكين بيرون شد و قصد نيشابور كرد .
و چون آنچه آرزو داشت بر آورده نشد از خراسان فرار كرد ، و به فخر الدوله ديلمى پيوست ، پس از مرگ فخر الدوله و پادشاهى مجد الدوله چندى در جرجان بماند ، در اين وقت رسولى از جانب فائق به نزد ابن سيمجور رسيد ، و او را تحريض به حرب بكتوزون و تصرف نيشابور نمود ، فائق به دو نويد داده بود كه اگر بر بكتوزون پيروز گردد ، سپه سالارى خراسان از طرف ابو الحارث منصور به دو داده خواهد شد .
ابو القاسم به دمدمهء فائق از جرجان متوجه نيشابور گرديد ، و در چهار فرسنگى نيشابور با بكتوزون روبرو گرديد و جنگ صعبى بين بين آن دو فرقه روى داد و در نتيجه ابو القاسم منهزم شد ، و جمعى از سران لشكر وى كشته و اسير شده و خود به قهستان رفت . و اين واقعه در روز جمعه 22 ربيع الاخر سال 388 روى داد . و بكتوزون اين پيروزى را به بخارا گزارش داد . ( 1 / 287 ) بعد از خروج اسماعيل منتصر ابو القاسم با لشكريان خود به دو پيوست ، و پس از كشته شدن ارسلان بالو ابو القاسم در خدمت منتصر به سرخس رفت ، و در آنجا امير نصر بن سبكتكين بر ايشان تاخت و منتصر را شكست داد و لشكريانش را متفرق كرد و ابو القاسم را اسير كرد و به غزنه فرستاد .
( ابن اثير 8 / 190 و 209 و 9 / 4 و 9 و 37 گرديزى 160 و 162 و 164 و 166 و 168 و 171 و 175 و 177 تاريخ طبرستان 283 و 284 تاريخ
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 374
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٧٤