تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
معين گرديد ، و مدت پنج سال در اين مقام بماند ، و از نيشابور بيرون نشد . ابو الحسن روزى به باغ خرتك ( يا - خردك ) ( دهى بوده است در دروازه نيشابور كه عتبى آن را از متنزهات نيشابور مىشمارد ، و منينى در شرح تاريخ يمينى آن را خرمك [ به ضم خا ، و تشديد را ، و ميم مفتوحه بعد از آن كاف ] ضبط كرده و گويد : از متنزهات نيشابور در دروازه جانب شرق شهر از طرف شادياخ واقع و آل سيمجور را در آنجا قصرها و خانه ها بود . 1 / 153 ) با كنيزكى كه او را دوست داشت بخفت و در آن حال جان بداد و اين واقعه در تاريخ ذى حجه يا آخر ذى قعده سال 378 بود . در وقت مرگ ابو الحسن سيمجور پسرش ابو على در هرات و ابو القاسم در نيشابور بود ، دشمنان ابتدا ميان دو برادر سعايت كردند ، و نزديك بود كه بين آن دو وحشت و نفرتى پيدا شود ، ولى ابو القاسم از نيشابور به هرات آمد . و خزينه و غلامان پدر را به نزد برادر آورد ، و تسليم كرد و كدورت از ميان برخاست . در سال 381 نوح بن منصور سپهسالارى سپاه را به ابو على واگذاشت و او را عماد الدوله لقب داد . در وقتى كه شهاب الدوله هارون بن ايلك بغراخان به اسبيجاب آمد ، ابو على ميل به دو كرد ، و نامه‌اى مبنى بر اطاعت و تحريض او به تصرف بخارا به او نوشت ، ايلك خان متوجه بخارا شد ، امير رضى نوح نامه‌اى به ابو على نوشت ، و از او مال و سپاه خواست . ابو على اجابت نكرد ، و از مدد كردن به امير سامانى خوددارى نمود ، امير نوح از ابو على به سبكتكين