به مقام سرورى رسيد .
عتبى گويد : به واسطه جمال و حسن صورت به سيمجور ناميده شده بود ، و در روزگار پادشاهى احمد بن اسماعيل در زمرهء امراء در آمد ، و مكنى به ابو عمران گرديد ، و حكومت سيستان يافت . ( 1 / 50 ) ابن اثير در حوادث سالهاى 310 و 314 از او نام برده است ، در يك جا گفته :
سيمجور دواتى را امير سعيد نصر بن احمد با چهار هزار سوار به جرجان فرستاد ، او در دو فرسنگى جرجان نزول كرد ، و ابو الحسين بن حسن ابن على الاطروش را در شهر محاصره نمود ، و مدت يك ماه اين محاصره به طول انجاميد ، تا آنكه ابو الحسين با هشت هزار نفر از مردم ديلم و جرجان براى مقابله با سيمجور از شهر بيرون شد ، سيمجور جماعتى از لشكريان خويش را در كمين گماشته بود ، پس از آنكه جنگ در ميان فريقين رخ داد ، مردمى را كه سيمجور در كمين گماشته بود در موقع از مكمن خارج نشدند ، از اين جهت لشكريان او شكست خوردند ، و پشت به جنگ دادند .
سرخاب بن و هسودان سردار لشكر ابو الحسين ، سيمجور را تعاقب كرد ، و لشكريان ابو الحسين در ميان سپاه دشمن افتاده ، و به غارت و نهب اموال ايشان مشغول شدند ، در اين حال مردمى كه در كمين بودند بيرون شدند ، و شمشير در مردم ديلم و جرجان نهادند ، و چهار هزار تن از ايشان را كشتند ، و ابو الحسين منهزم شد ، و سرخاب هم پس از تعاقب دشمن وقتى كه بازگشت ، و ديد بيشتر از مردمش كشته و بقيه فرار كردهاند راه گريز پيش گرفت .
سيمجور هم كه خبر پيروزى ياران خود را شنيد به جرجان بازگشت و شهر را متصرف گرديد .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 369
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٦٩