پريشان گرديد ، ابو الحسن سيمجور او را به تون از بلاد قهستان تبعيد كرد .
گرديزى در كتاب زين الاخبار گويد : او وزير البتكين بود ، در وقتى كه البتكين در بخارا حاجب الحجاب بود .
پس از بيستم ذى الحجهء 349 كه ابو منصور محمد بن عبد الرزاق را از سپهسالارى خراسان عزل كردند ، و البتكين را سپهسالارى دادند او به نيشابور درآمد ، و وزيرش محمد بن احمد شيلى بود .
كلمهء شيلى در يتيمة الدهر و زين الاخبار « شبلى » با باء موحده چاپ شده ، ولى مرحوم علامهء قزوينى در يادداشتهاى خود نوشته است شيلى با ياء مثناة تحتانيه است .
( يتيمة الدهر 4 / 105 و 136 گرديزى ص 161 يادداشتهاى قزوينى 265 - 266 )
ص 136 س 9 ابو الحسن محمد بن ابراهيم مقصود ابو الحسن سيمجور است .
سمعانى در كتاب انساب چند نفر از اين خاندان را با احترام تمام نام برده و توصيف بسيارى از آنها نموده است ، در اين جا ابتدا گفتار او را دربارهء اين خاندان نقل كنيم و بعد به گزارش احوال هر يك جدا جدا پردازيم . او در كتاب انساب در نسبت به سيمجورى چنين آورده است :
سيمجور نام غلامى از بندگان آل سامان بود كه اولادش در زمرهء امرا و علما در آمدند ، از جملهء آنها يكى امير ابراهيم بن ابى عمران سيمجور است .
او مردى فاضل و دانشمند بود ، و از جماعتى از علما سماع حديث داشت ، و چندين مرتبه امارت بخارا يافت ، و مدتى در خراسان حكومت كرد ، مردى دادگر و نيكو اثر بود .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 367
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٦٧