و صحيح چنان كه در كتب لغت ذكر شده ، و در نسخه هاى خطى قديمى آمده عزير به ضم عين مهمله است .
( در تاريخ يمينى مورخ 573 كتابخانهء مركزى دانشگاه و ترجمهء يمينى نسخهء عكسى اياصوفيا ش 3147 و ترجمهء ديگر مورخ 638 نسخهء عكسى كتابخانهء مركزى دانشگاه و نسخهء شرح منينى خطى به شماره 275 و 276 و شرح نجاتى بر تاريخ يمينى مسمى به بساتين الفضلا مضبوط در كتابخانهء آستان قدس رضوى ( غير از نسخهء ش 275 كه عزيز است ) بقيه همه جا عزير به ضم عين مهمله و زاء و راء آخر است ) بارى ، دو نفر از وزراء آل سامان به ابن عزير مشهوراند : يكى به نام محمد و ديگرى پسرش به نام عبد الله كه هر دو مدتى شاغل مقام وزارت بوده و به طورى كه عتبى نوشته است از مردم طوس بودهاند . ( 1 / 198 ) و نامشان در بيشتر از كتب تاريخ و ادب ذكر شده است .
ابو منصور محمد بن عزير مقدسى او را با كنيه بىذكر نام ياد كرده و گويد : در ابتداء پادشاهى نوح بن نصر وزيرش ابو منصور بن عزير بود و بعد از او حاكم جليل وزارت يافت ( 337 ) از تاريخ طبرستان چنين بر مىآيد كه محمد بن عزير در زمان امير شهيد احمد بن اسماعيل در جملهء بزرگان و رجال دولت سامانى بوده و وقتى كه ناصر بر طبرستان دست يافت ، امير سامانى محمد بن عزير را به طبرستان فرستاد ( 270 - 271 ) ولى در اين كتاب اشارهاى به وزارت او نشده است .
ثعالبى در كتاب يتيمة الدهر از او به محمد بن عزير بى ذكر كنيه نام برده ، و چند قطعه شعر از اشعارى كه در هجو او گفته شده در آن كتاب آورده كه
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٤٠