( ابن اثير 8 / 155 و 158 و 159 و 167 و 176 و گرديزى 161 و 162 و 163 و بيست مقالهء قزوينى م 7 / 319 و تاريخ بيهق 162 )
ص 136 س 3 نوح بن منصور ( 365 - 387 ) : پس از درگذشت امير سديد پسرش ابو القاسم نوح بن منصور ملقب به امير رضى پادشاهى يافت ، او در اين وقت سيزده سال بيش نداشت ، و بيست و يك سال و يك ماه و چند روز پادشاهى كرد .
و سنين عمرش در وقت وفات سى و چهار سال و نه ماه بود . از جملهء واقعات مهم پادشاهى نوح بن منصور حملهء بغراخان به بخارا و تصرف آن شهر است .
بغراخان هارون بن سليمان بن ايلك معروف به بغراخان تركى ملقب به شهاب الدوله پادشاه ترك به تشويق امراء سامانى به بخارا لشكر كشيد ، و با لشكريان امير نوح حرب كرد ، لشكريان امير نوح در اين پيكار پشت بدادند ، و بهزيمت شدند . و بغراخان آنها را تعاقب نمود تا به بخارا رسيد ، و آن شهر را تصرف كرد .
مورخان در باب كسى كه او را به آمدن بخارا ترغيب كرده اختلاف دارند ، عتبى مىگويد :
مسبب اصلى فائق خاصه و بعضى كسان ديگر بودند .
ابن اثير و ديگران گويند كه ابو على سيمجور كه از نوح ترسان بود بغراخان را دعوت به بخارا كرد ، و وعدهء مساعدت به او داد .
بغراخان ابتدا اسبيجاب كه در شمال چاچ ( تاشكند حاليه ) واقع است تصرف نمود . و بعد به بخارا در آمد . و تصرف بخارا به وسيلهء بغراخان در سال 383 بود .
قاضى احمد غفارى نوشته است كه ابو على و فائق كفران نعمت امير نوح را كرده خان را اغوا كردند . پس از ورود بغراخان به بخارا نوح از بخارا فرار كرد ، و به آمل شط كه در ساحل جيحون واقع است رفت .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٣٨