نمود ، نوح عذر او را پذيرفت و عفوش كرد ، و در سال 339 به طوس بازگشت .
وقتى كه ابو على بن محتاج به امر نوح مأمور كمك به وشمگير گرديد و به رى به جنگ ركن الدوله رفت ، پس از حرب چون كارى از پيش نبرد ، محمد ابن عبد الرزاق وساطت كرد ، و طرفين صلح كردند . و اين حادثه در سال 342 بود .
ابن اثير ضمن حوادث سال 349 نوشته است كه حسن بن فيروزان و ابن عبد الرزاق با ركن الدوله حسن كه از رى عازم جرجان بود ملاقات كردند ، و او به هر يك احسان نمود ، و مال بسيار بخشيد كه ظاهر آنست كه ابن عبد الرزاق همين محمد باشد .
گرديزى در زين الاخبار نوشته است كه امير سامانى ابو منصور محمد بن عبد الرزاق را در سال 349 سپهسالارى داد ، چون آن عهد به او رسيد ، ولايت مادون النهر را نيكو ضبط كرد . و رسمهاى نيكو نهاد ، و چون تفرس كرد كه آن شغل به وى نگذارند ، و او را از آن عمل باز دارند ، به مرو آمد ، و از آنجا به گرگان رفت . وشمگير هزار دينار به يوحناء طبيب داد تا ابو منصور را زهر داد ، و در جنگى كه با ابو الحسن كرد زهر در او كارگر افتاد و ناتوان شد .
و سپاهش بهزيمت شدند ، و او از رفتن بازماند ، و كسانش او را تنها گذاشتند و رفتند . در همان وقت لشكريان احمد بن منصور قراتكين رسيدند و غلامى پياده شد ، و سر ابو منصور را بريد و انگشترين او را بيرون آورد و نزد مهتر خود برد .
محمد بن عبد الرزاق همان حكمران معروف خراسان است كه در سال 348 به فرمان او شاهنامه منثور را جمع كردند و آن كتاب قديمىترين نمونهء نثر درى است كه فقط مقدمهء آن موجود است . وى از خانوادهء قديم كنارنگ خراسان بود و سلسله نسبش به سپهسالارى باستانى مىرسد .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٣٧