خود راه غزنه را پيش گرفت ، امير منصور لشكرى به جنگ وى فرستاد و بر در بلخ تلاقى فريقين روى داد ، و لشكر بخارا منهزم شد ، و البتكين به غزنين رفت ، و آن را به قهر گرفت و پادشاه غزنين گرديد . و مدت شانزده ( ظ :
دوازده ) سال حكومت غزنه را داشت تا در سال 367 درگذشت ، و سبكتكين را كه داماد البتكين بود امراء به امارت برداشتند .
( تاريخ گزيده ص 381 و 389 تاريخ عتبى 1 / 56 گرديزى 162 فراى 345 )
ص 135 س 6 محمد بن عبد الرزاق : مكنى به ابو منصور عامل طوس بود و آن ناحيه در دست وى و نوابش بود ، وى در سال ( 336 ) از اطاعت امير نوح بيرون شد . خبر سركشى و طغيان وى در وقتى به امير سامانى رسيد كه در مرو اقامت داشت ، و منصور بن قراتكين امير خراسان در خدمتش بود ، و وشمگير هم كه از حسن فيروزان شكست خورده بود در اين وقت به نوح پيوسته و درخواست استمداد مىكرد .
نوح فرمان داد كه منصور به نيشابور شود ، و پس از دفع محمد بن عبد الرزاق و تصرف طوس با وشمگير به جرجان رود . پس هر دو به نيشابور شدند ، محمد بن عبد الرزاق كه در آن وقت به نيشابور بود به استوا رفت ، و منصور او را تعاقب كرد . محمد به جرجان رفت و از آنجا به رى شد و به خدمت ركن الدوله پيوست . برادران محمد ، رافع و احمد هم گريختند ، و به كوهها متفرق شدند ، و عيال و مادر عبد الرزاق گرفتار لشكريان منصور گرديده و به بخارا فرستاده شدند .
محمد مورد احسان ركن الدوله قرار گرفت ، و او را به محاربهء مرزبان فرستاد و او پس از شكست مرزبان مدتى در نواحى آذربايجان بماند ، و در سال 338 به رى بازگشت ، و ضمن نامهاى از نوح درخواست عفو و بخشش
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 336
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٣٦