ديگر و در آخر باء ، از شهرهاى خراسانست . محمد بن موسى فيريابى صاحب سفيان ثورى بدانجا منسوبست ( 3 / 930 ) .
و فاراب را چنين توصيف مىكند :
ولايتى است وراء نهر سيحون در حد فاصل بلاد ترك از شاش ( چاچ ) دور و نزديك به بلاساغون است ، و از آنجاست فيلسوف شهير ابو نصر بن طرخان و اسماعيل بن حماد جوهرى مصنف صحاح اللغه و خالش اسحاق ابن ابراهيم صاحب ديوان الادب . ( 3 / 883 ) و در موضع ديگر گويد : باراب نام ناحيه بزرگ وسيعى است آن طرف رود جيحون ، و آن را فاراب با فا نيز خوانند ، و بدانجا منسوبست ابو نصر اسماعيل بن حماد الجوهرى ( 1 / 462 ) .
و در چند محل ديگر كه نام اين شهر را برده آن را به صورت فاراب و باراب ياد كرده است ( 1 / 349 و 1 / 839 و 2 / 405 ) .
مقدسى هم مانند ياقوت شهرى كه در خراسان است فارياب ، و شهرى كه در تركستان است فاراب خوانده است .
در جائى كه مسافت بين شهرهاى خراسان را بيان مىكند گويد :
از بلخ تا شبورقان مسافتش مانند مسافت باميان و بلخ است ، و از شبورقان تا فارياب نيز همين اندازه مسافت است ( 446 ) .
و در جاى ديگر گويد : تا فارياب يك مرحله ، و از فارياب تا آستانه يك مرحله است ( 347 ) .
و باز در جائى كه از بلاد تركستان بحث مىكند آن را باراب ذكر كند ( 344 ) .
ابن حوقل دربارهء اين دو ناحيه چنين نوشته است :
فارياب شهريست از گوزگان كه كوچكتر از طالقان است ، اما باغها
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٠٨