تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
آن را چنين ذكر كرده كه بعضى از حنابله او را به رافضى بودن و الحاد متهم كردند ، و از دفن او در روز جلوگيرى نمودند و بعد گويد : علت دشمنى اين جماعت با طبرى آن بود كه او كتابى در اختلاف فقها تأليف كرد كه مانند آن كسى چنين جمعى نكرده بود ، و در آن كتاب از احمد بن حنبل نامى نبرده بود . به او گفتند چرا از ابن حنبل يادى نكردى ؟ جواب داد : احمد فقيه نبود بلكه محدث بود . اين گفته بر حنبليها گران آمد ، و مبغوض آنان گرديد ، و در موقع دفن وى غوغا كردند ، و از دفن او در قبرستان مسلمانان ممانعت نمودند . ( ارشاد الاريب 6 / 423 ابن اثير 8 / 42 براى شرح حال مفصل و آثار طبرى رجوع شود به كتاب احوال و آثار طبرى به قلم آقاى دكتر شهابى ) ص 90 س 14 عبد الجبار بن عبد الرحمان ازدى : وى ابتدا صاحب شرطهء ابو العباس سفاح ( يا منصور ) بود . در سال 140 منصور او را حكومت خراسان داد . او در حكومت خود بسيارى از مردم خراسان را به تهمت طرفدارى از آل على بكشت ، و بخويشتن غره گشته به خيال سركشى افتاد . و از منصور در خواست كرد تا اجازه دهد اهل و عيال او به خراسان آيند . پس از رسيدن آنها به خراسان خلاف و نافرمانى آغاز كرد ، منصور نامه‌اى به او نوشت و سوگند ياد كرد كه البته او را خواهد كشت . و او در سال 141 منصور را از خلافت خلع نمود و عصيان و سركشى آشكار ساخت . منصور اسد بن عبد الله خزاعى را حكومت خراسان داد ، و دفع عبد الجبار را به او واگذار كرد . اسد در مرو با عبد الجبار روبرو شد ، و پس از جنگ سختى كه بين طرفين روى نمود عبد الجبار منهزم و دستگير گرديد ، اسد او را به نزد منصور فرستاد و به امر خليفه گردنش را زدند و به دارش آويختند . گرديزى نوشته است : كه منصور خراسان را به پسر خود مهدى داد و
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 281 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى