تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
پدر خويش عادلتر بود ، و شمايل او بسيار بوده است ، كه اگر همه را ياد كنيم دراز گردد ، و چون [ 1 ] از دنيا برفت پسر او نوح بن نصر بملك بنشست .
( ذكر ولايت ) امير حميد ابو محمد نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل السامانى امير حميد به ملك بنشست به اول شعبان سال بر سيصد [ 2 ] و سى و يك . ابو ذر وزير او شد . و وى قاضى بخارا بود [ 3 ] . و بروزگار وى [ 4 ] كسى از وى فقيه تر نبود . و مختصر كافى تصنيف او بود . و چون امير سعيد وفات يافت ، هر كسى جائى قرار كردند ، امير حميد از بخارا بيرون آمد و به نيشابور رفت ، و ابو على اصفهانى [ 5 ] امير نيشابور [ 6 ] بود ، بفرستاد تا او را بگرفتند . و ولايتها صافى كرد ، و مخالفان را پراكنده كرد [ 7 ] . و نيشابور را به ابراهيم سيمجور داد ، ابو على اصفهانى [ 5 ] با خويش گفت كه من ملك با وى [ 8 ] راست كردم ، وى ولايت [ 9 ] به ديگرى داد . ابو على اصفهانى [ 5 ] مر ابو اسحاق ابراهيم بن احمد بن اسماعيل السامانى را گفت به بخارا رو و ملك بگير ، چون من با تو [ 10 ] باشم امير با تو مقابله نتواند كردن [ 11 ] . ابو اسحاق لشكر بكشيد ، و خلاف ظاهر كرد . امير حميد از نيشابور [ 6 ] باز گشت . ابو اسحاق قصد او كرد ، و ميان ايشان حرب افتاد ، و امير حميد در هزيمت [ 12 ] شد ، و تا بخارا [ 13 ] بيامد . و ابو اسحاق عم وى بر اثر وى به بخارا بيامد ، و در جمادى الاخر به سال [ 14 ] سيصد و سى و پنج با وى همهء [ 15 ] اهل بخارا بيعت كردند [ 16 ] .
هامش
[ 1 ] - ش : چون [ 2 ] - خ : بسال سيصد [ 3 ] - خ : بودى [ 4 ] - خ : بروزگار او [ 5 ] - م ، ب : صفانى - ظ : چغانى [ 6 ] - د ، خ : نشابور [ 7 ] - ب : افزوده « و امير حميد به نيشابور بود بفرستاد تا او را بگرفتند و ولايتها صافى كرد » [ 8 ] - م ، ب ، خ : بر وى [ 9 ] - ش : كردم ولايتى [ 10 ] - د ، خ : چون با تو [ 11 ] - د ، ب : نتوان كردن [ 12 ] - ش ، ب : و امير هزيمت [ 13 ] - خ : تا بخارا [ 14 ] - خ : سال [ 15 ] - ب . و با همه - خ : با همه [ 16 ] - ش ، م ، ب ، كرد