( 1 ) و از ترس عقوبت خود و از بزرگوارى خود و از احترام خود و از رحمت خود و آنكه كارفرمايى عقلهاى ما را و اعضاى ما را در فرمان بردارى تو و در توقّع داشتن احسان تو « 1 » و آنكه بگردانى هر آنچه را كه حركت و سعى مىكنم در آن مشغولكنندهء ما را به تو و نزديك سازندهء به رحمت از جانب تو « 2 » و مگردان چيزى را از آن مشغول سازندهء ما را از تو و آنكه بيندازى در دل ما هر آنچه را كه اراده نمايى تو از ما و خشنود گردى به سبب آن از ما و آنكه ظاهر سازى امور حق را براى ما به بزرگى خود و مشرف گردانى ما را به توجّه خود و وصل كنى وسيلهء ما را به وسيلهء خود و آنكه تدبير كنى براى ما در بسيار و كم به تدبير تو كه خوب و نيكوست و آنكه نگاهدارى ما را و آنچه را كه مىخواهد ما را امر او به آنچه نگاهداشتهاى تو هر كسى را كه نگاهداشتهاى آن را و آنكه نيكبخت گردانى ما را « 3 » به هر چيزى كه نيكبخت نمودهاى تو آن را ( 2 ) و آنكه بدهى به ما از عمرها درازترين آنها را و از كردارها نيكوترين آنها را و آنكه يارى كنى ما را در ظفر يافتن بر هر كسى كه آزار كند ما را يا ممكن باشد آنكه آزار رساند به ما يارى كردنى را كه تو سزاوار آنى و آنكه خوار گردانى ايشان را براى ما خوارى كه ايشان قابل آنند و آنكه صاحب دولت گردانى ما را « 4 » از جانب ايشان دولتى را كه تو اهل آنى و آنكه هلاك گردانى ايشان را « 5 » به سبب انتقام و غلبهء ما را بر ايشان از جهت گناهانى كه رسوا نموده است ايشان را در نزد تو جهل آنها و خوار دانستن آنها و آنكه دور گردانى ما را از آنكه غافل شويم ما از مشغول شدن به اطاعت و توقّع احسان تو كه ندانستند شأن آن را و كوچك شمردند قدر آن را و آنكه اشاره نمائى « 6 » اهل بدى رساندن را به سوى كسى كه اراده نمودهاى تو ذكر او را پيش از ذكر ما و بزرگ نمودن قدر او را بر قدر ما و آنكه اشاره كنى اهل بدى كردن به سوى ما را و خروجكنندگان بر آن كس و بر ما را و صاحبان خيال داشتن در ضرر او را و ضرر ما را و صاحبان وسيله برانگيختن را در آزار او و آزار ما اشاره كردنى در اين ساعت كه بر طرف نمايى به سبب آن اشاره حلم خود را از ايشان
هامش
( 1 ) و يا در ترسيدن از عقاب تو چنانچه در حديث وارد شده كه « من راقب اللَّه أحسن عمله » يعنى كسى كه از خدا بترسد كار او نيكو است . و اللَّه يعلم
( 2 ) يا به خشنودى از جانب تو
( 3 ) يعنى آنچه را كه به آن اهتمام داريم يا آنكه آنچه را كه ما را در محافظت آن مثل اولاد و خويشان و اهل بيت و عيال به تعب و مشقت مىاندازد . و اللَّه يعلم
( 4 ) يعنى و ما را بر ايشان غالب گردان تا آنكه دولت از ايشان منتقل گردد و نوبت آن به ما رسد . و اللَّه يعلم
( 5 ) يا آنكه ايشان را به راحت انداز و ايشان را از گناهان به سبب انتقام كشيدن ما از ايشان خلاص كن و در اين هنگام اين كلام از قبيل « و بشّرناهم به عذاب اليم » خواهد بود . يعنى و ما كافران را به عذاب دردناك بشارت داديم . ابن اثير در نهاية گفته كه « اراحة » به معنى هلاكت نيز آمده .
( 6 ) يعنى به عذاب و عقوبت امر كنى .