( 1 ) و سرباززدگان و منافقان و ظالمان و گريختگان را و مهلت دادهاى تو ايشان را تا به روز قيامت و به مرحمتها و مكرمتهايى كه دادى تو آنها را به ساحران فرعون و حال آنكه نشناخته بودند ترا و نه طلبيده بودند از تو و متعرض نشده بودند رحمت ترا و درخواست نكرده بودند اجابت ترا و به مرحمتها و مكرمتهايى كه بخشيدى تو آنها را به امّتهاى پيغمبران و به امّت محمّد كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و حال آنكه بودند ايشان بر بزرگ از كفر و سركشى و نافرمانى و بر مستحقّ بودن عقوبت و خوارى ( 2 ) پس بخشيدى تو به ايشان در حالت خشم خود بر ايشان چيزى را كه نبود در گمان ايشان از نيكويى كردن تو به سوى ايشان و فرستادى تو از براى ايشان پيغمبران را كه راهنمايى كنند ايشان را به سوى تو و دلالت كنند ايشان را بر تو و متحمّل شوند بىعقليهاى ايشان را و آزارهاى ايشان را تا آنكه نجات يافتند از ايشان خلق بسيارى از گمراهيهاى خود و مشرّف شدند به هدايتهاى خود و رستگار گشتند به نيك بختىهاى خود و بر مرحمتها و مكرمتهايى كه اجابت كردى آنها را براى گروه ادريس و قوم يونس و كسى كه باشد بر نحو بدى كردار ايشان و حال آنكه به تحقيق كه خشم نموده بود بر ايشان پيغمبران ايشان و تهديد كرده بودند ايشان را به چيزى كه سزاوار بودند آن را از عقوبتها و رسوايىهاى ايشان ( 3 ) و مشرّف شده بودند بر هلاكت و عاجز و ناتوان بودند از تلافى پس رحم كردى شكوهء ايشان را و بر طرف نمودى آزار و بلاى ايشان را و به مرحمتها و مكرمتهايى كه جمع كردى تو به بركت آنها جدايى يوسف و يعقوب را و به مرحمتها و مكرمتهايى كه بر طرف كردى به سبب آنها اندوهها و آزارهاى ايّوب را و به مرحمتها و مكرمتهايى كه خلاصى دادى تو به آنها يونس پسر متّى را از شكم ماهى او « 1 » و از درياى او و به مرحمتها و مكرمتهايى كه جمع نمودى تو به سبب آنها جدايى موسى را از مادرش « 2 » و به مرحمتها و مكرمتهايى كه يارى دادى تو به بركت آنها عيسى را بر قوم او و به مرحمتها و مكرمتهايى كه يارى دادى تو به بركت آنها محمّد و على را بر گروه و طايفهء كافران و نگاهداشتى ايشان را از خطرها و بلاها و گردانيدى ايشان را نشان « 3 » براى تو
هامش
( 1 ) يعنى از ماهى كه او را فرو برده بود او از دريائى كه در آن بود .
( 2 ) يعنى موسى را به مادرش رسانيدى .
( 3 ) يعنى نشان از جانب تو به سوى آخرت .