( 1 ) رحمت تو اى رحمكنندهترين رحمكنندگان و گفتى به او كه تو اى شيطان هستى از مهلت دادهشدگان تا به روز وقت معين و خلاص كردى تو او را از چيزى كه مىترسيد از آن از هلاك شدن از جهت غمها و به مرحمتها و مكرمتهايى كه تو اصل آنهايى و به مرحمتها و مكرمتهايى كه تو سزاوار آنهايى و به مرحمتها و مكرمتهايى كه نمىداند غير از تو مكان آنها را و نمىرسند تحقيقكنندگان به فضل آنها و به آنچه تو سزاوارى به آن ( 2 ) و به وسيلهء ذات تو « 1 » و به كسى كه عزيز است بر تو و به همهء وسيلههاى به سوى تو اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من اى فريادرس فريادرس طلبان و اى برآورندهء حاجت بيچارگان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى رحمكنندهترين رحمكنندگان سؤال مىكنم ترا آنكه رحمت فرستى بر محمد و بر آل محمد ( 3 ) و آنكه شتاب نمائى تو در برآوردن هر حاجتى كه باشد از براى كسى كه اراده نمايد آن كس مقدّم داشتن حاجتهاى او را پيش از حاجتهاى ما و خواهد يادآورى مطلبهاى او را پيش از مطلبهاى ما و آنكه بگردانى حاجتهاى ما را تابع براى ارادهء آن حضرت و ارادهء خودت و بگردانى حاجت ما را از جملهء حاجتهاى آن حضرت كه مخصوص است به برآوردن تو آن را و آنكه شتاب نمايى تو در برآوردن همهء آنچه ذكر كردهام من آن را و ذكر مىكنم [ آن را از حاجتهايى كه اجابت تو احاطه كرده و آنكه شتاب كنى در اجابت تمام آنچه از حاجات ياد كردم ] كه فرا گرفته است علم تو به آنكه محتاجيم به سوى آنها با هميشه بودن تو پيش از مردن « 2 » و بعد از مردن به مجمل آنها و تفصيل آنها و آنكه بگردانى اين وسيلهها را از سببهاى تمام كردن تو آن حاجتها را و آسان كردن آنها را و شتاب نمودن در آنها و آنكه پرگردانى دلهاى ما را از شناخت خود
هامش
( 1 ) « و بك » متعلق به « اللّهم انى اتوجه إليك » است . يعنى و من به سوى تو روى مىآورم به وسيلهء مرحمتهاى تو و به وسيله ذات تو و به وسيلهء هر كسى كه نزد تو عزيز است . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى آنچه را كه احتياج داريم ما به آن پيش از مردن و بعد از مردن . و اللَّه يعلم