( 1 ) از يارى خود درهاى آسمان را به آبى بسيار ريزان و روان كن براى من از مدد خود چشمهها را تا آنكه برسد آب خلاصى من بر نهجى كه تقدير كرده شده است و سوار كن مرا اى پروردگار من از نگاهداشتن تو مرا بر كشتى نجات صاحب تختهها و ميخها اى كسى كه هر گاه داخل شود بندهء تو در شبى كه از حيرانى خود متحيّر و سرگردان باشد و نيابد براى خود فريادرسى را كه برسد به فرياد او از دوستى نزديك مىيابد آن بنده « 1 » اى پروردگار من از اعانت تو فريادرس را و غوررسى را « 2 » و دوستى را كه طلب نمايد آن بنده را شتابان و نجات دهد او را از تنگى امر او و از دلگيرى او و ظاهر سازد براى او مراد او را مراد او را از نشانههاى نجات او خداوندا پس اى كسى كه قدرت و توانائى او قهركننده است ( و علامتهاى او ظاهر است ) و عقوبتهاى او شكننده است پشت هر صاحب جبروتى را و هلاككننده است « 3 » هر كافر محيلى را رحمت فرست اى پروردگار من ( 2 ) بر محمّد و بر آل محمّد و نظر كن بسوى من اى پروردگار من نظرى از نظرهاى خود را در حالى كه رحمكننده باشد آن نظر و بر طرف كنى تو به سبب آن نظر از من تاريكى ثابت پاينده را كه آن عبارت است از آفتى كه « 4 » خشك شده است از جهت آن پستانهاى حيوانات و تلف شده است از آن جهت زراعتها و شامل گشته است به سبب آن آفت بر دلها نااميدى ( 3 ) و روان شده است به سبب آن خونها خداوندا رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و طلب مىكنم از تو نگاهداشتنى و حفظ را براى درختانى كه كاشته است آنها را دست قدرت خدا و آب داده است آنها از آب حيات از آنكه باشند آنها آنكه « 5 » به دست شيطان قطع شوند و به تبر او بريده و از بيخ شكسته شوند اى خداى من كيست بهتر از تو اينكه باشد از حرام تو منعكننده و كيست سزاوارتر از تو به اينكه باشد از قورق تو پاسبان و منعكننده اى خداى من بدرستى كه امر من بتحقيق كه به هول انداخته است مرا « 6 » پس آسان كن آن را و درشت و سخت است آن پس نرم گردان آن را و بدرستى كه دلها ترسيدهاند پس تسلّى ده آنها را و نفسها
هامش
( 1 ) كلمه وجد جزاى إذا ولج است .
( 2 ) مغيث به معنى فرياد رسنده است و تكرار جهت تاكيد است
( 3 ) دامغة زخم و جراحتى است كه بر سر وارد شود و تا به پردهء دماغ برسد و كنايه از هلاكت است زيرا كه لازم دارد هلاكت را چنانچه به آن ترجمه شده . و اللَّه يعلم
( 4 ) « من عاهة » بيان است از براى « ظلمة » . يعنى آن ظلمت آفتى است كه از جهت آن پستانهاى حيوانات خشك شده است . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى طلب مىكنم محافظت را از آنكه به دست شيطان آنها قطع شوند .
( 6 ) و ممكن است كه « هال » به معنى هجم باشد يعنى و امر من بر من هجوم آور شده است . و اللَّه يعلم