( 1 ) بر آن قهر پادشاهى عدالت تو « 1 » و نگاهدار تو جايهاى وعدههاى رحمت خود را و خوانهاى نعمت خود را از آنكه بر هم زند آنها را دست عقوبت تو و رحم نماى كسى را كه نداند پستى منزلت نفس خود را و بزرگى مرتبهء ترا و جرأت نموده باشد با وجود سستى خود و پستى خود بر اطاعت نكردن فرمان تو پس آن شخص و اگر چه نافرمانى كرده است ترا به گفتار و كردار پس دست درويشى او و شكستگى او دراز شده است بسوى تو به زبان حال طلب رحم مىكند و طلب مهربانى مىنمايد و طلب بخشيدن گناهانش را مىكند و سؤال مىكند روان نمودن آن را بر نيكوئى « 2 » عادتهاى آن اى كسى كه كم نمىكند او را نيكوئى كردن با طلبكنندگان و زياد نمىگرداند او را محروم نمودن سئوالكنندگان ( 2 ) 21 - دعائى ديگر كه به خاطر ابن طاوس رسيده است :
خداوندا بدرستى كه دست زبان حال آن خاكى « 3 » كه شريف و عزيز گردانيدهاى تو آن را به سبب روشنى ادراكها و عقلها و متولىشدهاى تو نگاهداشتن او را در پشتهاى پدران و شكمهاى مادران بر تفاوت و اختلاف عقبها « 4 » و زمانهاى دراز و كشيده شده « 5 » است بسوى كنار آسمان اين بخشش تو و احتياج آن دست وارد است با نازل شدن آن « 6 » پناه مىجويد آن دست از وعدههاى عذاب و طلب مىنمايد بر آوردن آنچه را پيشى گرفته است از رحمت و بخشش و وعدههاى تو در آنكه اذن دهى تو در بيرون آوردن « 7 » هر چيزى را كه احتياج داشته باشد بندهء تو به آن براى نفس خود و براى كسى كه عزيز باشد بر او از خزينههاى احاطه كردهء علم تو و در بار كردن اين ما يحتاج را بر شتران رحمت تو و بردبارى تو و در توشه برداشتن آن دست از جمعشدهها و ذخيره كردهشدههاى نگاهداشتى زيادتى احسان تو و از امان دهندهء سايهء مرحمت تو از آنكه برسد به آن شخصى به مأيوس شدن از آن يا به نااميدى آنچنانى كه نگاهداشته تو آن شخص را از آن نااميدى « 8 » و طلب مىكند آن دست آنكه وارد سازى تو آن را بر حوضها و
هامش
( 1 ) يعنى تفضل و احسان خود را نگاهدار از اين كه غالب گردد بر آن عداوت تو پس بر من تفضل نكنى و گناهان مرا نيامرزى ! زيرا كه اگر با من عدالت نمائى پس من مستحق عقوبت خواهم بود . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى سؤال مىكند آن دست كه هميشه روان باشد و نيكوئيها و نعمتهاى از جانب ترا فرا گيرد كه به آنها عادت كرده است . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى آن خاكى كه آن را بدن و جسد من ساختهاى و آن را به سبب دادن نفس و عقل به آن مشرّف فرمودهاى . و اللَّه يعلم
( 4 ) يعنى طايفههائى كه از عقب يك ديگر موجود مىشوند .
( 5 ) « ممدودة » متعلق به « إنّ يد لسان » است . يعنى بدرستى كه دست من به سوى كنار آسمان اين بخشش دراز و كشيده شده است . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى نازل شدن آن به دار دنيا ، يا آنكه نازل شدن آن به تو . و اللَّه يعلم
( 7 ) يعنى در بيرون آوردن ما يحتاج را از خزينههاى احاطه كردن علم تو
( 8 ) مخفى نماند تشبيهات و استعارات و كنايههائى كه در اين دعا است و ليكن چون از هيچ يك از حضرات ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين منقول نيست لهذا متوجه شرح و بسط آنها نگرديده اكتفا به ترجمهء تحت اللفظ نمودم .