تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
( 1 ) است آسمانها و زمينى را و داناى پنهان و حاضر است در حالى كه بر ملّت « 1 » ابراهيم و طريقهء واضح اوست و در حالى كه بر دين محمّد و بر راه قرار دادهء اوست و بر دوستدارى علىّ بن ابى طالب ( عليه السلام ) و بر اقرار به امامت اوست و بر طريقهء وصىهاى پيغمبر و دوستداران خداست كه برگزيدگان از اولاد آن حضرتند و مخصوصند به امامت و پيشوائى و به پاك بودن از گناهان و عيبها و مخصوصند به وصى بودن براى پيغمبر و به دانائى و به ناميده شدن به دو قطعهء پيغمبر « 2 » كه امام حسن و امام حسين‌اند و دو پيشوا و برگزيدهء جوانان اهل بهشت‌اند همه و به ناميده شدن به على پسر امام حسين كه سيّد و برگزيده عبادت‌كنندگان است و به محمّد پسر على كه جامع علم پيشينيان [ شرع ] است و به جعفر پسر محمّد كه راست گفتار است از جانب پروردگار عالميان و به موسى پسر جعفر كه بندهء صالح خداست و به على پسر موسى كه خوشنود است « 3 » و از جملهء پسنديده‌شدگان و به محمد پسر على كه پرهيزگار و از جملهء پرهيزكاران است و به على پسر محمّد كه پاك و از جملهء پاكيزگان است ( 2 ) و به حسن پسر على كه راهنما و از جملهء راه‌يافته‌شدگان و به پسر امام حسن كه صاحب بركت و از جملهء مباركان است و در حالى كه آن كس بر طريقهاى ايشان « 4 » و بر راهها و بر احكام ايشان و بر طرز ايشان و بر طريقهء ايشان و بر فرمان ايشان و در پرهيزكارى ايشان و بر رويّه ايشان و بر روش ايشان و بر كم ايشان و بسيارى ايشان است در حالى زندگى و مردگى و در حالى شكرگزارى براى پروردگار ما بر اين نعمتها شكر هميشهء پيوسته پس اى خدا اى روشن‌كنندهء هر روشنى اى آنكه راست و درست است علم او « 5 » اى كسى كه صفت اوست روشنى اى آفرينندهء زمانها اى تدبيركنندهء در امر و
هامش
( 1 ) « على ملة ابراهيم » به « توجّه » متعلق است . يعنى و روى آورده است در حالى كه متلبس است به ملة ابراهيم و دين حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله - و اللَّه يعلم - . ملت به معنى دين و شريعت است و بودن مسلمانان بر ملت ابراهيم به اعتبار آن است كه بسيارى از فروعات شريعت پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله موافق با ملت حضرت ابراهيم عليه السلام است خصوصا در سنتها و ممكن است كه مراد از ملت ابراهيم اثبات واجب الوجود و اقرار به توحيد و يگانگى او و اعتراف به صفات ثبوتيه و سلبيه باشد مثل اعتراف به قدرت و علم خدا و منزه بودن از نقصها و عيبها و امثال آنها و مخصوص ساختن اين معنى به ملت ابراهيم با وجود آنكه ملت همه آنها چنين بوده از جهت آن است كه ابراهيم طريق استدلال بر اين را به طريقهاى مختلف در ميان قوم خود تمام نمود و مكررا ايشان را عاجز و ساكت كرد چنان كه در قرآن مجيد صريحا از او نقل شده . و اللَّه يعلم ( 2 ) سبط به معنى قطعه و بعض از چيزى آمده و به معنى فرزند و طايفه و قبيله و درختى كه شاخه‌هاى بسيار داشته باشد نيز آمده و در اين مقام همهء اين معانى مناسب است . و اللَّه يعلم ( 3 ) به امر و تقدير خداى تعالى . ( 4 ) « و على سنتهم » نيز متعلق به « توجه » است . يعنى و اين مقام كسى است كه روى آورده است آن كس به پروردگار خود در حالى كه بر ملت ابراهيم و دين محمد و شريعت وصىهاى او است و بر طريقها و بر راههاى ايشان است و همچنين تا آخر اين فقره . و اللَّه يعلم ( 5 ) و ممكن است كه مراد از نور پيغمبران و ائمه عليهم السلام باشند ، يعنى اى آنكه راستگويانند فرستادگان و امامان او ، يا آنكه معجزات و كتابها و كلام خدا باشد يعنى اى آنكه راست است معجزات و سخنان او . و اللَّه يعلم