( 1 ) بازداشته شده از گناهان و نافرمانبردارى توست و سؤالكنندهء توست از زيادتى احسان تو دعا مىكند ترا در حالى كه اقرار به يگانگى تو دارد و آنكه نيست شريكى براى تو به تو و براى تو و از عقوبت تو و بسوى تو مىگريزد نيست پهناى و نه گريزگاهى از تو مگر بسوى تو صاحب بركتى تو « 1 » و بلند مرتبهاى تو « 2 » تنزيه مىكنم ترا اى پروردگار ما و سؤال مىكنم رحمت ترا بعد از رحمتى منزّهى تو ( از عيبها و نقصها ) و بلند مرتبهاى تو تسبيح مىكنم ترا اى پروردگار ما و پروردگار خانهء حرام « 3 » تسبيح مىكنم ترا اى پروردگار ما و خواهش من به سوى توست تنزيه مىكنم ترا اى پروردگار ما و پروردگار خلايق مىبينى تو همه چيز را و تو ديده نمىشوى و توئى به جايگاه ديدهبانى « 4 » بلندتر از همه جايها و بسوى توست بازگشت همه چيزها و بسوى توست مردن و زندگانى و از براى توست آخرت و دنيا ( 2 ) و از براى توست توانائى و غلبه و فرمودن و بازداشتن و توئى بسيار آمرزنده براى كسى كه توبه كند و ايمان آورده باشد و بجا آورده باشد كردار نيكو پس راه يافته باشد به حق پس ايمان آوردهايم ما به تو اى آقاى من و سؤال كردهايم ما ترا و راه يافته شديم ما براى اطاعت تو به سبب كسانى كه راهنمائى كردى تو ما را به بركت ايشان كه از جملهء آفريدگان تو و برگزيدگان از پرهيزكارانند كه آنها محمّد و اهل خانهء اويند كه نيكويان و پاكان و صاحب خيران و صاحبان فضيلت و صالحان و پسنديدهشدگانند رحمتهاى تو باد بر ايشان همه خداوندا پس رحمت فرست بر ايشان به همهء رحمتهاى خود شتاب كن در نجات و ظهور ايشان بحقّ عزّت بزرگى خودت و داخل گردان ما را به بركت ايشان در جملهء كسانى كه راهنمائى كردهاى ايشان را و بسلامت بدار ما را به بركت ايشان و داخل گردان در كسانى كه سلامتى دادهاى تو به آنها و دوست دار ما را به بركت ايشان و داخل گردان در كسانى كه تو دوست داشتهاى آنها را « 5 » و روزى ده ما را به بركت ايشان و داخل گردان ما را در كسانى كه روزى دادهاى تو آنها را و بركت ده براى ما به بركت ايشان در آنچه عطا
هامش
( 1 ) يا آنكه تو از نقصها و عيبها پاكيزهاى يا آنكه تو بزرگى يا آنكه هميشهاى تو
( 2 ) يعنى مرتبه تو بلندتر از مرتبهء همه چيز است ، يا آنكه تو بلندترى از آنچه مشركان براى تو قرار مىدهند ، يعنى از شريك داشتن . يا آنكه بلندترى از آنچه ترا بندگان وصف كنند ، يا آنكه بلندترى از آنكه مر ترا عقلها ادراك توانند كرد . و اللَّه يعلم
( 3 ) مراد خانه كعبه است و آن را حرام گويند از جهت آنكه حرام است جنگ كردن در آن ، يا آنكه حرام است شكار كردن در آن ، يا آنكه حرام است داخل شدن كافران در آن ، يا آنكه نگاهداشته شده است از آنكه كافران آن را خراب كنند ، يا آنكه واجب است حرمت داشتن آن . و اللَّه يعلم
( 4 ) يعنى و تو بر همه چيزها مطلع و دانائى چنان كه ديدهبان هر گاه بر موضع بسيار بلند رود مىبيند و مطّلع است آنچه را كه در زير پاى او باشد . و اللَّه يعلم
( 5 ) يا آنكه و امور و كارهاى ما را متولى باش .