تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
( 1 ) مخصوص گردانى رحمتهاى خود همهء آنها را بر آن كسانى كه رحمت فرستاده‌اى تو بر ايشان و آنكه مخصوص گردانى بيزاريهاى خود همهء آنها را بر آن كسانى كه لعن كرده‌اى تو آنها را و آنكه شروع كنى تو اوّلا به لعن آن دو شخصى كه « 1 » ستم كرده‌اند بر آل رسول تو و غصب كرده‌اند حقهاى اهل خانهء پيغمبر ترا و قرار داده‌اند غير دين ترا خداوندا پس زياده گردان بر آن دو شخص عقوبت خود را و خشم خود را و بيزاريهاى خود را و رسوا كردنهاى تو ايشان را به شمارهء آنچه در علم توست به قدر و اندازه‌اى كه سزاوارند آن هر دو از عدالت تو [ عقوبت تو ] و چندين مقابل چندين برابر چندين مقابل آن « 2 » بقدرى كه برسد به آن قدرت تو در نهايت زودى بدون تاخيرى به همه آنچه قدرت دارى تو ( 2 ) پس بعد از آن لعن كن به باقى ستمكاران از آفريدگان خود كه ستم كرده‌اند به اهل خانهء پيغمبر تو بحقّ محمّد و آل او كه نيكويان و پاكان و نورانىاند [ پارسايند ] رحمتهاى تو باد بر ايشان همگى به قدر آنچه فرا گرفته است به آن علم تو در هر زمانى و در هر وقتى و براى هر كارى و به هر زبانى و بر هر جايى و با هر گفتارى و همچنين بر ايشان باد هر نيكوئى هميشه و دائم و پيوسته مادام كه باقى باشد دنيا و آخرت اى صاحب زيادتى احسان و ستايش و بخشش براى توست ستايش نيست خدائى مگر تو تسبيح مىكنم ترا اى خدا و متلبّسم در اين به ستايش تو « 3 » رحمت نموده‌اى تو بر آفريدگان خود پس راهنمائى كرده‌اى تو ايشان را به سوى دعاى تو پس گفتار تو راست و درست است در قرآن تو كه و هر گاه طلب كنند از تو « 4 » اى محمّد بندگان من رحمت را از جانب من پس بدرستى كه من نزديكم به ايشان و بر مىآورم حاجت دعاكننده را هر گاه بخواند مرا پس ايستاده‌ام من به خدمت و فرمانبردارى تو « 5 » بعد از ايستادنى اى پروردگار ما و اطاعت مىكنم اطاعت كردنى بعد از اطاعت و همهء نيكوئيها در دستهاى توست « 6 » و هدايت يافته شده كسى است كه راهنمائى كرده باشى تو او را بندهء حقير تو خوانندهء توست و ايستادهء در نزد توست و اسير توست و اميدوار از رحمت توست و
هامش
( 1 ) مراد از آن دو شخص ، دو ظالم بر آل محمد هستند . ( 2 ) تكرار زيادتى تاكيد است . ( 3 ) يعنى و من متلبسم در اين تسبيح كردن به حمد تو يعنى و ستايش ترا لباس خود گردانيده‌ام بر اين كه مرا از اهل تسبيح كردن خود گردانيدى و قابل عبادت كردن مر ترا و توفيق اين را به من داده‌اى . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى هر گاه اى محمد ترا واسطه و وسيله گردانند و بندگان من مرحمت از جانب مرا طلب نمايند ، پس بدرستى كه من حاجت ايشان را بر مىآورم و دعاى ايشان را قبول مىكنم . ( 5 ) يا آنكه از تو ايستادن در فرمان بردارى ترا مكرّر طلب مىكنم . يعنى چنان كن كه من در اطاعت تو مكرّر ايستادگى كنم . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى در نزد توست و از جانب توست .