( 1 ) دلها براى تعريف كردن بزرگى او ، اى خلقكنندهء نفسها بدون نمونهاى كه منتزع شود از غير او ، اى پاكيزه و پاك از هر چرك و كثافت به سبب منزّه بودن او ، اى كارگذار احاطهكنندهء مر آنچه آفريده است از بخششهاى زيادتى احسان خود ، اى پاك از هر ظلمى كه نيست خشنود از آن و داخل نشده است به آن ظلم كارهاى او ، اى مهربان توئى آن كسى كه فرا گرفتهاى تو هر چيز را از روى رحمت و دانائى ، اى بخشندهء صاحب نيكوئى به تحقيق كه شامل است همهء آفريدگان را بخشش او ، اى جزا دهندهء بندگان همهء ايشان بپاى مىايستند در حالى كه زارىكنندهاند از جهت ترس از او ، اى آفريدگار هر كس كه هست در آسمانها و زمين و همهء ايشان به سوى اوست بازگشت آنها ، اى رحمكننده هر فريادرس طلبكنندهء و اندوهناكى و فريادرس او و پناه او ، اى آنكه تمام است در همهء صفتها پس تعريف نمىتواند نمودن زبانها هيچ چيز از [ كنه ] بزرگى او را و پادشاهى او را و عزّت او را ، ( 2 ) اى تازه پديد آورندهء تازهها نمىطلبد در آفريدن آنها مددكارى را از آفريدگان خود ، اى بسيار داناى امرهاى پنهان پس سنگينى نمىكنند او را « 1 » چيزى از نگاه داشتن او آن چيز را ، اى بردبار صاحب مدارا پس همتائى و همسرى نمىكند او را چيزى از آفريدگان او ، اى برگردانندهء آنچه را كه بر طرف كرده است آن را در وقتى كه ظاهر شوند آفريدگان براى خواندن او در قيامت از جهت ترس از عقوبت او ، اى آنكه پسنديده است كارهاى او كه صاحب بخشش است بر همهء آفريدگان خود به شفقت خود ، اى صاحب عزّت و قوّت كه غلبهكننده است بر فرمان خود پس نيست چيزى كه برابرى كند و همتائى نمايد او را ، اى قهركنندهء صاحب خشم بسيار سخت توئى آن كسى كه طاقت و قدرت ندارند مردمان عقوبت او را ، اى نزديك بلند مرتبهاى كه بالاتر از همهء چيزهاست بلندى او ، اى خوار و ذليلكنندهء هر متكبّرى به سبب قهر غلبهء پادشاهى خود ، اى روشنى ده هر چيزى و راهنماى آن توئى آن كسى كه شكافته است تاريكيها را روشنى آن ، « 2 » اى پاكيزه و پاك از هر بدى پس نيست چيزى كه غلبه نمايد او را از آفريدگان او ، اى نزديك برآورندهء حاجتها كه نزديك است نزد هر
هامش
( 1 ) يا آنكه به تعب و مشقت نمىانداز او را . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى روشنى آفتاب و ستارههاى او