تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
( 1 ) رحم نمىكند بر نفس من و سرزنش مىكنند همه كس او را و به آنچه صادر شده است از او به آنچه باقى مانده است با او مگر تو پس راضى مباش تو از جهت حلم تو و شفقت تو بخشش تو آنكه باشى تو مثل يكى از ماها در بازداشتن رحمت خود را براى نفس من و بخشش خود را به آن نفس من .

ادعيهء پراكنده

ابن طاوس مىگويد كه : ما ذكر مىكنيم آنچه را كه ما آن را از دعاهاى متفرقهء در كتابها انتخاب نموده‌ايم . ( 2 )

دعاى آدم عليه السلام

1 - پس از آن جمله آن كلماتى است كه آدم عليه السلام به آنها از جانب پروردگار خود رسيد پس به بركت آنها توبهء او قبول شد . ما به سندهاى خود روايت كرده شديم تا به سعد بن عبد اللَّه و او در كتاب فضل الدّعاء نقل نموده است به سندهاى خود تا محمّد بن مسلم از حضرت ابو جعفر امام محمّد باقر عليه السلام كه فرمودند كلماتى كه حضرت آدم عليه السلام از جانب پروردگار خود به آنها رسيد ، اين است آنها : خداوندا نيست خدائى مگر تو تسبيح مىكنم ترا و متلبّسم به ستايش كردن تو كرده‌ام من كار بد را و ستم نموده‌ام بر نفس خود پس بيامرز مرا پس بدرستى كه نمىآمرزد كسى گناهان را مگر تو خداوندا بدرستى كه كرده‌ام كار بد را و ستم نموده‌ام بر نفس خود پس بيامرز مرا بدرستى كه تو بهترين آمرزندگانى ( 3 ) 2 - و از آن جمله دعائى است كه آن را خداى عزّ و جل به حضرت آدم عليه السلام جهت دفع وسواس شيطانى و خيالات نفسانى تعليم نمود . ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه ما به سندهاى خود تا به سعد بن عبد اللَّه روايت كرده شديم و او در كتاب فضل الدّعاء نقل نموده به سندهاى خود تا هشام بن سالم از حضرت ابو عبد اللَّه امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمودند آن كه آدم عليه السلام به جناب اقدس الهى از خيالات باطله نفس شكوه نمود . پس جبرئيل نازل شد و به آدم گفت كه اين را بگو : نيست حركتى و نه توانائى مگر بخداى بلند مرتبهء بزرگ . پس چون آدم عليه السلام اين را گفت ، خداى تعالى آن خيالات را از او بر طرف نمود . پس اين است شان نزول كلمهء لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه .