( 1 ) هر چيز و مشرف نيست [ و سايه نمىافكند ] چيزى بر تو اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا توئى بزرگتر از هر چيز پس تعريف نمىتواند كرد [ نمىرسد ] كسى بزرگى ترا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى روشنى ده روشنى به تحقيق كه روشنى گرفتهاند به سبب روشنى تو « 1 » اهل آسمانهاى تو و زمين تو اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا نيست خدائى مگر تو منزّهى تو از آنكه باشد براى تو شريكى و بزرگى تو از آنكه باشد براى تو كسى كه برابرى نمايد ترا اى روشنى ده روشنى اى روشنكنندهء هر روشنى ، نيست فرو نشانندهاى براى نور تو اى صاحب و مالك هر صاحب ملكى و هر صاحب مملكتى [ باقى مىمانى و ] بر طرف مىشود به غير از تو اى روشنى بخش روشنى اى كسى كه پر كرده است اطراف آسمانها و زمين را به بزرگى خود اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى آنكه اوست و بس اى آنكه اوست و بس اى كسى كه نيست مثل او كسى اى كسى كه نيست مانند او مگر خودش فريادرس مرا ( 2 ) فريادرس مرا در اين وقت در اين ساعت اى كسى كه فرمان او مثل نگاه به گوشهء چشم است يا زودتر اى دائمى « 2 » اى هميشه اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى خدا اى پروردگار من اى پروردگار من اى پروردگار من [ اى پروردگار من اى پروردگار من ] اى نهايت و منتهاى هر مطلب و حاجت من [ منتها و نهايت هر مطلب و حاجت من ] .
( 3 ) ابن طاوس گويد كه : چون حضرت ابراهيم عليه السلام اين دعا را خواندند ، همهء فرشتگان از آواز ابراهيم عليه السلام تعجّب كردند و در اين هنگام ندائى از جانب بالاى آسمانها در رسيد كه :
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
يعنى :
« اى آتش باش تو سرد و سلامت بر ابراهيم » . پس آنگاه آتش زودتر از چشم بر هم زدنى خاموش شد .
( 4 )
دعاى يوسف عليه السلام
1 - و از آن جمله دعاى يوسف عليه السلام است در هنگامى كه در چاه انداخته شد .
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه : ما به سندهاى خود روايت كرده شديم تا به سعيد بن هبة اللَّه راوندى و او در كتاب خود
هامش
( 1 ) يعنى به سبب روشنى آفتاب و ستارگان تو
( 2 ) فيروزآبادى گفته كه أهيا شراهيّا به فتح همزه و شين لغت يونانى است به معنى ازلى و دائمى و آنچه در نسخهها است كه آهيّا شراهيّا غلط است چنانچه طايفهاى از علماى يهود خبر دادهاند . مترجم گويد كه سخن فيروزآبادى در اين ماده ثابت و حجت نيست چه هيچ يك از اصحاب لغت با او موافقت ننمودهاند . و اللَّه يعلم