تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
( 1 ) نگاهدارى مرا از حيلهء مكاران و آنكه كور كنى از ديدن من چشمهاى كافران را و ساكت و گنگ گردانى از من زبانهاى فاسقان را و ببندى براى من بر دستهاى ستمكاران و خوار كنى از من دشمنى ايشان را و آنكه بميرانى ايشان را به خشم خودشان و مشغول گردانى ايشان را به گوشهاى ايشان و به چشمهاى ايشان و به دلهاى ايشان و آنكه بگردانى تو مرا از اينها همه در سلامتى از جانب خود و امان خود و در دليل خود و در پادشاهى خود و در نگاهداشتى خود و در پردهء خود و در پناه خود و در همسايگى خود و از شرّ همسايهء بد و از همنشين بد بدرستى كه تو بر هر چيز توانائى ( 2 ) بدرستى كه دوست من خدائى است كه فرو فرستاده است قرآن را و او دوست مىدارد صالحان را خداوندا به تو پناه مىبرم و به تو التجا مىبرم و از براى تو عبادت و بندگى مىكنم و از تو اميدوارم و از تو طلب يارى مىنمايم و به تو طلب كارگذارى مىكنم و از تو طلب فريادرسى مىنمايم و از تو سؤال مىكنم پس رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بر مگردان مرا بسوى آخرت مگر به گناه آمرزيده و سعى در عمل مقبول و سوداگرى كه زيان نكند و آنكه بجا آورى با من آنچه كه تو سزاوارى آنى و نكنى به من آنچه را كه من لايق به آنم پس بدرستى كه تو سزاوارى به آنكه پرهيزكارى نمايند براى تو مردمان و سزاوارى به آمرزش و سزاوارى به احسان و بخشش اى خداى من و به تحقيق كه دراز كرده‌ام من دعاى خود را « 1 » و بسيار كرده‌ام مناجات و كلام خود را ( 3 ) و تنكى سينهء من خوانده است مرا بر اين درازى و بازداشته است مرا بر آن از جهت دانستن من به آنكه كافى است ترا از دعا به قدر نمك در خمير بلكه كافى است ترا قصد اراده و اينكه بگويد بنده به نيّت درست و زبانى راست كه اى پروردگار من پس هستى تو حاضر و دانا نزد گمان بندهء خود به تو و به تحقيق كه راز گفته است ترا به قصد ارادهء خود دل من پس سؤال مىكنم ترا آنكه رحمت فرستى تو بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه متصل سازى حاجت مرا به برآوردن از جانب تو و برسانى به من آنچه را كه اميد دارم آن را در نزد تو از روى منّت از جانب تو و احسان و توانائى و قدرت تو و آنكه برنخيزانى مرا از مقام من اين مقام مگر به برآوردن همهء آنچه سؤال نموده‌ام ترا پس بدرستى كه اين
هامش
( 1 ) حاصل معنى آنكه چون من ملول و دلتنگم لهذا طول بسيار دادم دعاى خود را و الحاح بسيار نمودم و اگر نه احتياج به آن نيست از جهت آنكه مىدانم كه كافى است ترا از تضرع كردن و دعا نمودن به قدر نمك در خمير بلكه همين قدر گذرانيدن مطلب در خاطر و به زبان گفتن كه اى پروردگار من تو حاضر و دانائى نزد گمان بندهء خودت به تو و نيز كافى است و احتياج به اين همه طول در كلام نيست . و اللَّه يعلم