تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
( 1 ) جماعت شيعيان و محبّان اهل بيت عليهم السلام اعتماد داشته باشم ، بعد از آنكه آن نيز عهد نمايد كه اين دعا را ندهد مگر به كسى كه مستحق اين باشد از مؤمنان و به خداى تعالى استعانت مىجويم و بر او اعتماد مىنمايم . ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه ما در كتاب « اغاثة الدّاعى و اعانة السّاعى » دعاهاى بسيار از براى مولاى ما حضرت امام محمّد مهدى صلوات اللَّه عليه ذكر كرده‌ايم و از جملهء آنها دعاى علوى مصرى است به روايتى ديگر كه مخالف است به اين روايت كه در اين كتاب نقل شده . پس كسى كه اراده داشته باشد پس به آن كتاب رجوع نمايد . و همچنين دعائى را چند از براى آن حضرت در تعقيب ظهر از كتاب مهمّات و تتمات ذكر كرده‌ايم . ( 2 ) 2 - ابن طاوس گويد كه در كتاب كنوز النجاح ابو على فضل بن حسن طبرسى رضى اللَّه عنه ديدم كه از مولاى ما حضرت صاحب الامر به اين عبارت نقل نموده است كه : روايت نموده احمد بن دربى از خزامة [ از خ . ل . ] ابى عبد اللَّه حسين بن محمّد بزوفرى كه گفت : از ناحيهء مقدّسه نوشته‌اى از حضرت امام محمّد مهدى صلوات اللَّه عليه بيرون آمد مضمون آنكه : هر كسى را كه از براى او حاجتى به سوى خداى عزّ و جلّ باشد پس در شب جمعه بعد از نصف شب غسل كند و بر جاى نماز خود آيد و دو ركعت نماز گذارد ( 3 ) و در ركعت اول حمد را بخواند پس چون به «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
» برسد ، اين را صد مرتبه مكرّر گويد و سورهء حمد را در مرتبه آخر تمام كند و بعد از آن سورهء توحيد را يك بار بخواند . پس آنگاه ركوع و سجود كند و در اين هر دو ، هفت مرتبه هفت مرتبه تسبيح گويد . پس آنگاه به همين نحو كه مذكور شد ركعت دويم به جاى آورد و چون از نماز فارغ شود اين دعا را بخواند . پس بدرستى كه حاجت او برآورده مىشود البتّه هر حاجت كه باشد مگر آنكه قطع صلهء رحمى باشد ( 4 ) و دعا اين است : خداوندا اگر فرمانبردارى كنم ترا پس ستايش « 1 » براى توست و اگر نافرمانى كنم ترا پس غلبه براى توست از جانب توست راحت و از جانب توست گشايش منزه است كسى كه نعمت داده است « 2 » و ثواب داده است منزّه است كسى كه تواناست « 3 » و آمرزنده است خداوندا اگر چه هستم من به تحقيق كه نافرمانى كرده‌ام ترا در امرهاى تو پس بدرستى كه فرمانبردارى كرده‌ام ترا در دوستدارترين چيزها بسوى تو و آن چيز ايمان آوردن به توست فرا نگرفته‌ام براى تو فرزندى را و نخوانده‌ام براى تو شريكى را در حالى كه منّت گذارده‌اى از جانب خود به آن بر من نه آنكه منّتى از جانب من به آن بر تو و به تحقيق كه نافرمانبردارى كرده‌ام ترا اى خداى من نه از جهت انكار كردن ترا و نه از جهت بيرون رفتن از بندگى تو و نه از روى انكار مر پروردگارى ترا و ليكن از جهت آنكه پيروى نموده‌ام من خواهش نفس خود را و آنكه از راه بيرون برده است مرا شيطان
هامش
( 1 ) زيرا كه قدرت و حيات و توفيق اطاعت كردن و راهنمائى به عبادات و اجتناب از معصيتها همهء آنها از جانب تو است پس ستايش براى تو است و ترا حمد كردن سزاوار است . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى با وجود آنكه قدرت دادن به عبادت و فرمان بردارى نعمتى است از جانب او مع هذا در آخرت نيز ثواب مىدهد شخصى را كه فرمان بردارى و اطاعت كرده باشد . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى منزه است كسى كه قدرت و توانائى بر عقوبت كردن و عذاب نمودن عاصيان و گناه‌كاران دارد مع هذا ايشان را مىآمرزد و از گناه ايشان در مىگذرد . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 454 | السيد ابن طاووس / الطبسي