تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
( 1 ) شكرگزاران [ و براى نيكوئيهاى تو از ياد آورندگان ] و رحم نماى بر من به سبب شفقت « 1 » خود اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان [ مالك رحم‌كنندگان ] اى مولاى من و آقاى من و بسا از بنده‌اى كه شام كرد و داخل در صباح گرديد در حالى كه مستمر بود بر او قضاى خدا و فرو گرفته باشد او را بلا و كافران و دشمنان و فرا گرفته باشد او را تيرها و شمشيرها و تيرها و خوار گرديده شده باشد « 2 » بر خاك افتاده و به تحقيق كه آشاميده باشد زمين از خون او و خورده باشند درندگان و مرغان از گوشت او و من خالى و فارغم از اينها همه به بخشش تو و احسان تو نه به سبب آنكه مستحق باشم من اى آنكه نيست خدايى مگر تو منزّهى تو بسا از بسيار توانائى كه مغلوب نمىشود و صاحب بردبارى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا از براى نعمتهاى خود از جملهء شكركنندگان و براى احسانهاى خود از جملهء ياد آورندگان و رحمت نماى بر من به رحمت خود اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان [ مالك رحم‌كنندگان ] اى خداى من قسم به عزّت و بزرگوارى تو اى صاحب بخشش كه هر آينه سؤال مىكنم از آنچه در نزد توست و هر آينه الحاح مىكنم بر تو ( 2 ) و پناه مىآورم به سوى تو و هر آينه دراز مىنمايم دست خود را به جانب تو با وجود گناه كارى آن « 3 » به سوى تو پس به چه كسى پناه برم اى پروردگار من و به كه التجا برم نيست كسى « 4 » براى من سواى تو آيا پس تو بر مىگردانى مرا و حال آنكه تو محل اعتماد منى و بر توست تكيهء من سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه گذاشتى تو آن را بر آسمان پس درست ايستاد و بر زمين پس قرار گرفت و بر كوهها پس ثابت شدند و بر شب پس تاريك شد و بر روز پس روشن گرديد آنكه رحمت فرستى بر محمّد و آل محمّد و آنكه برآورى براى من همهء مطلبهاى مرا و آنكه بيامرزى براى من گناهان مرا همهء آن را كوچك آنها را و بزرگ آنها را و فراخ گردانى بر من از روزى قدرى را كه برسانى مرا به بركت آن به شرف و عزّت دنيا و آخرت اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان اى مولاى من از تو طلب فريادرسى مىنمايم پس رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و فريادرس مرا و به تو پناه آورده‌ام پس رحمت فرست
هامش
( 1 ) يا به حق شفقت خود ( 2 ) و در بعضى از نسخه‌ها جدل به جيم است يعنى از پاى درآمده . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى با وجود آنكه گناه كار و صاحب تقصير است اين دست به سوى تو ( 4 ) و در بعضى از نسخه‌ها « أجد » به جيم است يعنى و كسى را نمىيابم كه مرا پناه دهد و مرا ياورى كند مگر تو . و اللَّه يعلم