( 1 ) نيست خدايى مگر آن خدا كه بخشندهء مهربان است اين است آن خدا كه پروردگار شماست نيست خدايى مگر او كه آفرينندهء همه چيز است پس بندگى و پرستش ننمائيد او را و او بر همه چيز توانا و معتمد است بگو كه اوست پروردگار من نيست خدايى مگر او بر او اعتماد نمودهام و به سوى اوست بازگشت من اى جماعت مردمان ياد كنيد به دل و زبان نعمت خدا را كه داده است بر شما آيا هست هيچ آفرينندهاى به غير از خدا كه روزى دهد به شما از آسمان ( به باريدن باران ) و از زمين ( به رويانيدن گياهان و درختان را ) نيست ( 2 ) خدايى مگر او پس به كجا بر مىگرديد ، آن آفريدگار خداست كه پروردگار شماست پس بزرگوار است خدا كه پروردگار عالميان است ، اوست زندهء دائمى كه نيست خدايى مگر او پس بخوانيد او را به عبادت در حالى كه خالصكننده باشيد براى او دين خود را ، همهء ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است او پروردگار مشرق و مغرب است ، نيست خدايى مگر او پس فراگير تو او را معتمد براى خود ، اى پروردگار ما فرو ريز بر دلهاى ما صبر و شكيبايى را و نگاهدار قدمهاى ما را در روز جنگ و يارى ده ما را بر گروه كافران اگر « 1 » مىفرستاديم ما اين قرآن را « 2 » بر كوهى هر آينه مىديدى تو آن را زارىكنندهء شكافتهشدهء پاره پاره گرديده از ترس خدا و اين مثلها را مىزنيم و بيان مىكنيم آنها را براى مردمان شايد كه ايشان تفكّر نمايند ، اوست خدائى كه نيست خدايى مگر او داناى پنهان و آشكار است ، اوست بخشندهء مهربان ، اوست خدائى كه نيست خدائى مگر او پادشاه و پاكيزه است ( از نقص و عيب ) و سالم « 3 » و امان دهنده است ، حفظكننده و غلبهكننده است ، صاحب جبروت و متكبّر است ، منزّه است خدا از آنچه شريك قرار مىدهند او را مشركان ، اوست خداى تقديركنندهء « 4 » آفرينندهء بخشنده ، براى اوست نامهاى نيكو ، تسبيح مىكند براى او آنچه در آسمانها و زمين است ( 3 ) و اوست غلبهكنندهء داناى با مصلحت ، ابتدا بنام خداى بخشندهء مهربان بگو اوست خداى يگانه ، خداى دائمى و بىنياز است نزائيده و زائيده نشده و نبوده و نيست
هامش
( 1 ) غرض از آوردن اين مثل سرزنش ايشان است بر خشوع نكردن او در وقت قرائت قرآن به سبب قساوت قلب و تفكّر ننمودن او در معانى قرآن يا آنكه غرض سرزنش كفار است يعنى اگر قرآن را بر كوه نازل مىكرديم هر آينه آن با وجود سختى و سنگدلى و بزرگى بترسيدى و اطاعت نمودى و دلهاى كافران مطلق از آن متأثّر نمىشوند و خوف نمىكنند . و اللَّه يعلم
( 2 ) اين آيه در سوره حشر است و سابقا مشروحا گذشت و اشاره به بعضى از تفاسير و نكات نمود .
( 3 ) يعنى سالم است از عجز و جهل .
( 4 ) سابقا فرق ميان خالق و بارى و مصوّر گذشته احتياج به اعاده نيست .