تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
( 1 ) مخصوص مىگرداند به رحمت خود كسى را كه مىخواهد و خدا صاحب زيادتى بخشش بزرگ است و فرود مىآوريم ما « 1 » از قرآن آن چيزى را كه او شفا دهنده است بيمارى را و بخشش است براى مؤمنان و هر گاه « 2 » مىخوانى تو ( اى محمد ) قرآن را مىگردانيم ميان تو و ميان آن جماعتى كه ايمان نمىآوردند به آخرت پرده‌اى پوشيده شده « 3 » و گردانيديم ما بر دلهاى ايشان پوششها كه مبادا بفهمند قرآن را و گردانيديم در گوشهاى ايشان گرانى را و هر گاه يادآورى نمايى تو پروردگار خود را در قرآن كه يگانه است او و باز گردند كافران بر پشتهاى خود در حالى كه نفرت‌كنندگانند ( 2 ) آيا پس ديده‌اى تو كسى را كه فرا گرفت خداى خود را از روى خواهش خود و واگذاشت در گمراهى او را خدا بر دانش ازلى و مهر نهاد بر گوش او و بر دل او و گردانيد بر چشم او پرده‌اى پس كيست كه راه نمايد آن كس را بعد از بازگذاشتن خدا او را آيا پس پند نمىگيريد شما اى كافران ، كافران آن جماعتند كه مهر نموده است خدا بر دلهاى ايشان و بر گوشهاى ايشان و بر چشمهاى ايشان و آن جماعت ايشانند بىخبران از عذاب خدا و گردانيديم ما از پيش روى ايشان حاجبى را و از عقب سر ايشان مانعى را پس پوشانيديم ما چشمهاى ايشان را پس ايشان نمىبينند چيزى را و نيست تهيهء اسباب من مگر به خدا بر او اعتماد كرده‌ام و به سوى او بازگشت مىنمايم و مباش اندوهناك ( اى محمد ) بر إعراض كافران و مباش تو در دلتنگى از آنچه حيله مىكنند ايشان بدرستى كه خدا با آن جماعتى است كه پرهيزگارند و با آن جماعتى كه ايشان نيكوكارانند و گفت پادشاه مصر كه بياوريد براى من يوسف را تا آن كه خالص گردانم او را از براى مهمّات خود پس چون آمد و سخن گفت با او گفت عزيز بدرستى كه تو امروز در نزد ما در نهايت تقرّبى و امين بر چيزها ، و پست و ضعيف شود آوازها در روز قيامت از جهت خوف از خدا پس نشنوى تو در آن روز مگر آوازى آهسته ( 3 ) پس زود باشد كه كفايت نمايد از شرّ ايشان خدا و اوست شنوا و بسيار دانا بدرستى كه من اعتماد نموده‌ام بر خدا كه پروردگار من و پروردگار شماست نيست هيچ حركت‌كننده‌اى مگر آنكه خدا فرا گرفته است پيش سر آن را بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است و خداى شما خداى يگانه است
هامش
( 1 ) مانند سورهء فاتحه يا آيات شفا يا همهء قرآن كه مرض جهل و نادانى را شفا دهنده است . و اللَّه يعلم ( 2 ) اين آيه در اوّل كتاب گذشته و به تاويل آن اشاره شده . ( 3 ) مستور كنايه است از مبالغه در ساتر بودن يعنى آن قدر ساتر است كه گويا بعضى از اجزاء آن از بعضى ديگر مستور است . يعنى بسيار ضخيم و غليظ است . و اللَّه يعلم