تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
( 1 ) احسان ترا و خواستن سلامتى از جانب ترا پس طلب نمودن احسان تو و جارى ساختن تو آن را بر من بهترين احسانها و نعمتهاى توست نزد من خداوندا و تو داناترى به آنچه ( در ارادهء تو ) پيشى گرفته است براى من در سفر من اين سفر از آنچه دوست مىدارم من آن را و ناخوش دارم آن را پس هر آن وقت كه وارد سازى تو بر من قضاى خود را پس نيكوست در آن وقت بلاى تو گوارا و مرضىّ است در آن هنگام حكم تو و تو بر طرف مىكنى آنچه را كه مىخواهى و ثابت مىگردانى آنچه را كه خواهى و نزد توست اصل كتاب « 1 » ( 2 ) خداوندا پس برگردان از من در اين سفر اندازه‌هاى هر بلائى را و حكم كرده‌شدهء هر سختى را « 2 » و ببخشاى بر من محافظتى را كه سر زند از شفقت تو و مهربانى را كه ناشى شود از درگذشتن تو و كامل از نعمت خود را تا آنكه نگاه دارى مرا در اين سفر به نيكوترين آنچه نگاهداشته‌اى تو به آن پنهانى را كه باشد از جملهء مؤمنان و نائب گرديده‌اى تو او را در پوشيدن هر قبيحى و در نگاهداشتن هر ضررى و در برگردانيدن هر چيزى كه ترسند از آن و ببخش براى من در اين سفر امنيّتى را و ايمانى را و سلامتى را و آسانى در كارها و صبر در بلاها را و شكرگزارى در نعمتها را و برگردان مرا در اين سفر صحيح « 3 » بسوى سالمان اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان . ( 3 ) صفوان جمال گويد كه : چون صبح شد من شترى را به در خانهء حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بردم و آن حضرت بيرون آمد ، سوار شدند و متوجّه سفر عراق گرديدند و من نيز در خدمت آن حضرت بودم تا آن كه به شهرى رسيدند كه منصور در آن شهر مىبود و به خانهء منصور رفتند و اذن دخول طلبيده داخل خانهء او شدند . پس بعد از آن بعضى از كسانى كه در آن مجلس حاضر بودند مرا خبر دادند به آن كه : چون ابو جعفر منصور آن حضرت را ديد ، ايشان را به نزديك خود طلبيد و گفت آن عريضه‌اى را بياوريد كه آن مرد بنى مخزومى آورده بود . پس آن عريضه را آوردند و بدست آن حضرت دادند . پس چون آن نوشته را خواندند ، ديدند كه در آن نوشته بود كه معلّى بن خنيس آزاد كردهء امام جعفر بن محمد اموال را از شيعيان در اطراف عالم جمع مىكند و به نزد آن حضرت مىآورد و آن حضرت آن اموال را جهت محمّد بن عبد الله مىفرستد . ( 4 ) پس چون آن حضرت از خواندن آن فارغ شدند ، منصور روى به ايشان كرده ، گفت : اى جعفر بن محمد اين چه اموال است كه معلّى بن خنيس آنها را جمع مىكند و به نزد تو مىفرستد . آن حضرت فرمودند كه معاذ اللَّه يا امير المؤمنين من از اين حكايت خبر ندارم . منصور گفت كه : قسم ياد مىكنى كه تو از اين مبرّائى ؟ ! حضرت فرمودند كه : بلى به خدا قسم مىخورم كه از اين
هامش
( 1 ) يعنى لوح محفوظ . ( 2 ) جوهرى گفته كه « لأواء » به معنى شدّت و سختى است . ( 3 ) يعنى برگردان مرا به اهل و عيال و دوستانم در حالى كه من و ايشان همه به صحت و سلامت باشيم .
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 322 | السيد ابن طاووس / الطبسي