( 1 ) سؤالكنندهء توام خوابانندهء شترم « 1 » به فضاى دور خانه تو « 2 » كوبندهام در اميد ترا و توئى مونس انسگيرندگان براى دوستان خود و توئى اولى به كارگذارى تكيهكنندهء بر تو و توئى أحقّ به يارى كردن اعتمادكنندهء به تو و توئى سزاوارتر به رعايت كردن بريدهشدهء از مخلوقات و متوسل گرديدهء بسوى تو راز پنهان من براى تو ظاهر است و من بسوى تو داد آورندهء مظلومم و من ناتوانم و تو توانائى و من كوچك و تو بزرگى و من سستم و تو با قوّتى و من درويشم و تو توانگرى هر گاه كه به وحشت اندازد مرا « 3 » غريبى انس مىدهد مرا يادآورى تو و اگر ريخته شود بر من سختىها و بلاها پناه مىآورم به تو و هر گاه داخل در يك ديگر شوند بر من سختىها « 4 » اميدوارم ترا و كجا « 5 » برده مىشوم من از تو و حال آنكه تو نزديكترى به من از رگ گردن من و نگاهدارندهترى از قبيله و خويشان من و دريابندهترى مرا در جاى من « 6 » و درستترى در تعقّل كردهشدهء من و مهارهاى امرهاى همهء آنها به دست توست ( 2 ) صادر شدند آنها از حكم تو فروتنىكنندهاند به زارى كردن از براى قدرت تو فقيرند بسوى عفو تو صاحب احتياجند بسوى نزديك از رحمت تو و به تحقيق كه رسيده است به من درويشى و رسيده است به من بدى حال و فرو گرفته است مرا شدّت احتياج و پوشانيده است مرا حاجت مرا « 7 » و نشان كرده شدهام من به خوارى و غالب شده است بر من درويشى و سزاوار است بر من عذاب و فراگرفته است مرا گناه و اين « 8 » وقتى است كه وعده نمودهاى براى دوستان خود در آن وقت برآوردن حاجت را پس بر طرف كن آنچه را كه در من است به دست راست شفا دهندهء خود و نگاه كن بسوى من به چشم رحمكنندهء خود و داخل گردان مرا در رحمت وسيع و فراخ خود و روى كن بر من به روى خود كه صاحب بزرگى و بخشش است پس بدرستى كه هر گاه روى آورى تو بر اسير و گرفتارى رها مىكنى تو او را و بر گمراهى راهنمائى مىكنى او را و بر حيرانى
هامش
( 1 ) « اناخة » خوبانيدن شتر است يعنى خوابانيدهام شتر خود را به فضاى دور خانهء تو و اين كنايه است از فرود آمدن و پناه آوردن به خانهء او . و اللَّه يعلم
( 2 ) فنا به كسر « فا » فضائى است كه در دور خانه مىباشد .
( 3 ) يعنى هر گاه من در غريبى تنها باشم پس يادآورى تو همراز من خواهد بود .
( 4 ) يعنى بر من سختىها هجوم نمايند و اين كنايه است از بسيار وارد شدن بلاها است چه هر گاه بسيار وارد شود چيزى داخل مىشود بعضى از آنها در بعضى .
( 5 ) يعنى در اين درگاه اين قدر از نعمتها است كه به كجا كسى مرا به جبر از اين درگاه به جايى ديگر مىتواند برد ، چه جاى خود به جاى ديگر بروم يا آنكه و كجا است اين همه نعمت و نگاهداشتى كه سبب شود كه من از درگاه تو برگردم و رو به آنجا برم . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى و درستترين وسيلهها و سببهائى در تعقّل من و آنچه مرا به خاطر مىرسد .
( 7 ) يعنى شامل است .
( 8 ) يعنى اين وقت فقر و احتياج و بدى حال ، وقتى است كه وعدهء اجابت دعا نموده .